|
پوتين: برنامه هسته اي ايران تهديد نيست:
"ولاديمير
پوتين" در ملاقات با گروه
بين المللي
"والداي" و گفتوگو با " دکتر مهدي سنايي" رئيس ايراني گروه دوستي
پارلماني ايران و
روسيه در اين ديدار گفت: برنامه هستهاي ايران يك تهديد نيست بلكه
يك مشكل است كه
بايد با تامل و حوصله به حل آن پرداخت.
گروه بين المللي
"والداي" توسط
روسيه و مركب از جمعي از كارشناسان بين المللي و نمايندگان عرصههاي
مختلف سياسي،
اجتماعي از كشورهاي گوناگون تشكيل شده كه در چارچوب آن به بحث در
زمينه مسائل بين
المللي و ژئوپليتيك جهاني ميپردازند. براي اولين بار از ايران نيز دکتر مهدي سنايي استاديار علوم سياسي
دانشگاه تهران و رئيس مطالعات روسيه در اين دانشگاه به اين برنامه
دعوت شده است. نخست وزير روسيه گفت: روسيه طرفدار تحريم شديد ايران
نيست و تلاش خواهد كرد با توافق با ساير اعضاي گروه 551 به حل اين
مساله بپردازد.
ولاديمير پوتين با اشاره
به اين واقعيت كه نظام تك قطبي شكست
خورده و در حل و
فصل مسائل بين المللي ناتوان است و با اشاره به ديدار گذشته خود با
آيت الله خامنهاي
رهبر معظم انقلاب اضافه كرد: ايران كشوري تاريخي است و روابط
هزار ساله با روسيه
دارد.
وي افزود: مسئله
برنامه هستهاي ايران نيز بايد از
طريق توافق و در
چارچوب بازرسيهاي آژانس بين المللي انرژي اتمي مورد رسيدگي قرار
گيرد. نخست وزير
روسيه در ادامه اين ديدار گفت: مسئله رژيم حقوقي درياي خزر نيز
بايد با جديت
بيشتري دنبال شود تا به حل و فصل نهايي آن دست بيابيم.
پوتين
پيش از اين نيز به
اروپاييها هشدار داده بود كه مسكو با هرگونه زياده طلبي و تهديد
ايران مقابله
ميكند و غرب بايد زبان خود در قبال ايران را تغيير دهد و بر اصل
گفتوگو به جاي
تهديد بپردازد. يادآوري ميشود " دکترمهدي سنايي" رئيس ايراني گروه
دوستي پارلماني
ايران و روسيه در مسكو با "حافظ صالح اف" همتاي روسي خود در دوماي
روسيه ديدار و در
مورد تقويت روابط دو كشور با وي گفتوگو كرد.
سنايي با
اشاره به ظرفيتهاي
سياسي دو كشور در منطقه و جهان خواستار فعالتر شدن و نقش
آفريني بيشتر
گروههاي دوستي پارلمانهاي ايران و روسيه در روابط دو كشور شد.
وي افزود: مناقشه
اوستياي جنوبي و پي آمدهاي آن نشان داد كه توسعه طلبيهاي
آمريكا در منطقه
پاياني ندارد لذا ضرورت همكاريهاي ايران با روسيه را براي روسيه
روشن تر نموده است.
رئيس ايراني گروه دوستي پارلماني ايران و روسيه، آمادگي مجلس
شوراي اسلامي براي
تنظيم يك برنامه چهار ساله همكاري گروههاي دوستي پارلماني
ايران و روسيه را
اعلام نموده و افزود: رئيس مجلس شوراي اسلامي شخصا از اين
همكاري حمايت
ميكند. صالح اف نيز ضمن تاييد اظهارات دکترسنايي علاقه مندي
پارلمان روسيه براي
فعالتر شدن گروه دوستي پارلماني دو كشور را اعلام كرد.
آب عشایر :
33هزار ليتر آب شرب روزانه در اختيار عشاير
نهاوند قرار داده ميشود:
مدير امور عشايري
همدان گفت : براي جبران مشكلهاي ناشي از خشك شدن چشمهها،
۳۳هزار ليتر آب
روزانه به عشاير شهرستان نهاوند داده ميشود.
"حسين
شرفي" در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: عمليات آبرساني به
عشاير نهاوند روزانه با سه تانكر
۱۱هزار ليتري انجام
ميشود.
وي اضافه كرد:
بيشترين تعداد چشمههاي خشك شده استان مربوط به نهاوند بوده به
شكلي كه از ۸۳دهنه
چشمه، ۵۳دهنه
خشك شده است.
وي كل چشمههاي آب
عشايري استان را ۴۷۳دهنه
اعلام كرد و افزود: از اين تعداد
۱۹۰دهنه چشمه خشك شده است.
وي گفت:
۱۲دهنه چشمه نيز در
شهرستان تويسركان خشك شده كه براي بازگشايي آنها
عمليات لايهخ روبي و كف شكني در حال انجام
است.
شرفي افزود:
۲۵مورد زيرسازي
چادر نيز به مساحت ۳۰۰مترمربع
با اختصاص ۲۵۰ميليون
ريال در تويسركان در حال بهرهبرداري است.
وي اضافه كرد: بهره
برداري از سه كيلومتر ايل راه نيز در تويسركان با اختصاص
۱۲۰ميليون ريال
به زودي آغاز ميشود.
عمليات راهسازي و
راهگشايي، لايه روبي و كفسازي چشمهها و زيرسازي چادر هاي
عشايري در ساير شهرستانهاي استان نيز
انجام ميشود.
يك هزار و
۶۰۰عشاير كوچنده براي
گذراندن ييلاق وارد همدان شده و در ۷۲
منطقه در شش شهرستان استان مستقر شدهاند.
اين عشاير از چهار
ايل "يارمطاقلو"، "حسنوند"، "جميش"، "تركاشوند" شامل
۲۴طايفه تا نيمه
آبان ماه امسال در مناطق ييلاقي استان ساكن هستند.
ایل یارمطاقلو
بزرگترین ایل ترک در ایران است.
عشاير سالانه پنج
هزار تن گوشت قرمز، حدود يك هزار تن پشم و بيش از ۲۵۰
تن
انواع فرآوردههاي دامي در استان توليد و
عرضه ميكنند.
نگرانی دانشگاهیان از سیاست های دولت نهم: نامه «اعلام
نگراني در باب سرنوشت دانشگاه و توسعه علمي كشور» توسط 109 نفر از
اعضاي برجسته و شناخته شده هيات علمي دانشگاههاي كشور امضا شده است.
متين غفاريان:پس از
انتشار دو نامه از سوي اقتصاددانان، يكي با عنوان نامه
اقتصاددانان طرفدار بازار آزاد و ديگر تحت
عنوان نامه 53 نفر از اقتصاددانان
نهادگرا، اينبار نوبت جامعه دانشگاهي
كشور بود كه طي نامهاي از سياستهاي علمي و
دانشگاهي سه سال گذشته دولت نهم اظهار
نگراني كنند. به نوشته كارگزاران ، نامه «اعلام
نگراني در باب سرنوشت دانشگاه و توسعه علمي كشور» توسط 109 نفر از
اعضاي
برجسته و شناخته شده هيات علمي دانشگاههاي كشور
امضا شده است كه در ميان اين امضا
نامهاي آشنايي همچون مصطفي معين و جعفر
توفيقي (وزيران علوم در دوران اصلاحات)،
هادي خانيكي، محسن كديور، تقي آزادارمكي،
هادي طايفه، محسن كديور، رضا فرجيدانا،
علي پايا، حميدرضا جلاليپور، ناصر فكوهي
و... به چشم ميخورد. آنان در سه محور
درباره سياست دولت احمدينژاد هشدار
دادهاند. دانشگاهيان كشور در اين نامه از
تضعيف بنيانهاي برنامهاي و ساختاري
توسعه علمي ابراز نگراني كردهاند، نسبت به
دگرگون كردن فرهنگ و كاركردهاي دانشگاه
هشدار دادهاند و سياستهاي دولت كه منجر به
كاهش مشاركت استادان و دانشجويان شده است
را مورد نقد قرار دادهاند. اما نكته مهمي
كه اين دانشگاهيان را بسيار نگران كرده آن
است كه با سياستهاي فعلي دولت كه بهزعم
آنان حاصل فاصله گرفتن از تفكر كارشناسي و
مرجعيت دانشگاه در زمينه توسعه پايدار،
عادلانه و دموكراتيك است، شكاف ميان
نخبگان و حاكميت دامن زده شود. دانشگاهيان
تاكيد كردهاند تداوم اين رويهها دانشگاه
را به كانوني يك بعدي، تكصدايي و ناتوان
از پاسخگويي به نيازهاي گسترده و مسائل
پيچيده توسعه همهجانبه تبديل خواهد كرد.
دانشگاهيان در اين نامه اشاره كردهاند
دولت سياستهاي برنامه چهارم توسعه را معلق
كرده است. در اين نامه پيشبيني شده بود
دانشگاهها به عنوان نهادهايي مستقل از
امتيازات لازم براي توسعه آموزش و توسعه
سرمايه انساني برخوردار باشند؛ امري كه با
گسترش تصديگري دولتي و ناديده گرفتن
استقلال دانشگاهها و كاهش اختيارات هياتهاي
امنا، در محاق رفته است. به اين ترتيب به
روايت دانشگاهيان در حال حاضر دانشگاه به
سازماني تابع، منفعل و نيازمند دخالت
دستگاههاي دولتي و تحت قيوميت نهادهاي
غيرعلمي بدل شده است. در اين روند باز به
تعبير امضاكنندگان نامه، ناديده گرفته
شدن هشدارهاي دانشگاهيان موجب به حاشيه
رانده شدن دانشگاهها و نخبگان، زوال سرمايه
اجتماعي و آسيبپذيري جامعه ايراني در
سطوح ملي و بينالمللي شده است. امضاكنندگان
همچنين درباره عواقب كمتوجهي به ضرورت
آزادي علمي در فعاليتهاي آموزشي و پژوهشي و
ايجاد محدوديت در نقد علمي ديدگاهها،
سياستها و برنامههاي موجود هشدار دادهاند.
نامه 109 دانشگاهي را بايد نشانهاي از
پويايي جامعه مدني ايراني و حساسيت آن در
برابر سياستهاي سهساله گذشته دولت نهم
تلقي كرد. آنچه ميخوانيد متن نامه 109
دانشگاهي ايراني است:
مقدمه
اين بيانيه به عنوان گزارش جمعي از اعضاي
هيات علمي از وضعيت كنوني
دانشگاهها و پارهاي نگرانيها در مورد
بيتوجهي به گسترش زمينههاي فرهنگي و
ساختاري توسعه علمي كشور و عدمپايبندي به
قانون برنامه چهارم درخصوص استقرار «توسعه
مبتني بر دانايي»، به دانشگاهيان و مردم فرهيخته ايران تقديم ميشود.
اين
بيانيه همچنين هشداري است به مسوولان در مورد گسترش سطحينگري و نگاه
غيرنظاممند،
و اتخاذ روشهاي تبليغاتي در ارائه آمار و
اطلاعات علمي، و تمركزگرايي از طريق
ناديده گرفتن ضرورتهايي چون ارتقاي كيفيت
آموزشي و پژوهشي، افزايش مشاركت
دانشگاهيان، تقويت ارزشهاي حرفهاي و
علمي. اين نوشتار همچنين بيانگر دغدغههايي
است در مورد عدمرعايت حريم و استقلال
علمي دانشگاه، كاهش منزلت دانش و دانشمندان و
برخوردهاي بعضا امنيتي كه آرامش فكري و
ذهني دانشگاهيان را با مخاطره مواجه ساخته
است. در اين گزارش رخدادها و روندهاي
نگرانكننده مربوط به وضعيت دانشگاهها و
توسعه علمي كشور در سه محور زير بيان
ميشود: 1) تضعيف بنيانهاي برنامهاي و
ساختاري توسعه علمي، 2) دگرگونسازي فرهنگ
و كاركردهاي دانشگاه و 3) كاهش مشاركت
استادان و دانشجويان.
تضعيف بنيانهاي
برنامهاي و ساختاري توسعه علمي
1- در برنامههاي توسعه
سوم و چهارم، دانشگاهها به عنوان نهادهاي
مستقل و برخوردار از اختيارات لازم به
رسميت شناخته شدهاند و ميبايد زمينههاي
توسعه آموزشي و پژوهشي خود را به منظور
پيشبرد مرزهاي دانش و توسعه سرمايه انساني
براي پاسخگويي به نيازهاي كنوني و ساختن
آينده كشور فراهم كنند. اما گسترش
تصديگري دولتي، ناديده گرفتن استقلال دانشگاهها
و كاهش اختيارات هياتهاي امنا،
دانشگاهها را به واحدهاي ناكارآمد تبديل كرده و
آنها را با محدوديتها و مشكلات زيادي در
ارتقاي كيفيت و پيشبرد برنامههاي آموزشي
و پژوهشي خود روبهرو كرده است.
2- برنامههاي سوم و چهارم توسعه، فرصتي
تاريخي براي رشد متوازن بخشهاي علمي و
اقتصادي كشور فراهم كرده و مسووليت
بهرهبرداري مناسب از آن را به عهده وزارت
علوم، تحقيقات و فناوري به عنوان نهادي
انديشهساز و چابك براي توسعه علوم و
فناوري گذاشته است. اما متاسفانه برخلاف
جهتگيري اين برنامهها، در سالهاي اخير
اتخاذ سياستهاي تصديگرايانه وزارت علوم،
تحقيقات و فناوري باعث تضعيف اصليترين
وظيفه آن در سياستگذاري و برنامهريزي كلان
توسعه علمي شده است.
3- واگذاري برخي از وظايف و اختيارات
وزارت علوم، تحقيقات
و فناوري به طيفي از نهادهاي گوناگون موجب
ساختارزدايي و غيرنهادينه ساختن
فرآيندهاي توسعه علمي و از همگسستگي در
مديريت كلان نظام علم و فناوري شده و
پويايي و انسجام لازم براي توسعه علمي را
به مخاطره انداخته است.
دگرگونسازي فرهنگ
و كاركردهاي دانشگاه
1- در حال حاضر دانشگاه به مثابه
سازماني تابع، منفعل و نيازمند دخالت
دائمي دستگاههاي دولتي تحت قيموميت نهادهاي
غير علمي تلقي ميشود. اين رويكرد به
تضعيف بنيانهاي علمي و دگرگونسازي فرهنگ و
كاركرد دانشگاه به عنوان نهاد مستقل علمي
و مولد انديشه خلاق و نقاد و اثرگذار بر
روند توسعه كشور انجاميده است.
2- كاهش نقش دانش و ظرفيتهاي كارشناسي
در
ساماندهي امور جامعه به امري نگرانكننده تبديل شده است. ناديده
گرفتن هشدارهاي
دانشگاهيان در زمينههاي مختلف اقتصادي، اجتماعي
و فرهنگي، موجب به حاشيه راندهشدن
دانشگاهها و نخبگان، زوال سرمايه اجتماعي
و آسيبپذيري جامعه ايراني در سطوح ملي و
بينالمللي شده است.
3- كمتوجهي به ضرورت آزادي علمي در
فعاليتهاي آموزشي
و پژوهشي و ايجاد محدوديت در نقد علمي ديدگاهها،
سياستها و برنامههاي موجود، نقش
دانشگاه را در آفرينشهاي علمي، روشنگري
اجتماعي و پشتيباني محققانه و انديشمندانه
از برنامههاي توسعه تضعيف كرده است.
4- افزايش دسترسي به آموزش عالي از
سياستهاي مهم كشور به ويژه در طول
برنامههاي سوم و چهارم توسعه به شمار ميآيد،
ولي گسترش بيرويه جمعيت دانشجويي بدون
تامين منابع و امكانات كافي در سالهاي اخير
كيفيت آموزش عالي را به مخاطره انداخته
است.
5- فقدان مشاركتهاي سازمانيافته
دانشگاهيان و نهادهاي علمي، تحقيقاتي و
آموزشي در سياستگذاري، تعيين اولويتها و
تخصيص اعتبارات پژوهش و فناوري، به توزيع
ناشفاف اين اعتبارات و كاهش اثربخشي
پروژههاي تحقيقاتي انجاميده است.
6- كاهش حمايت از انجمنهاي علمي، تخصصي
و
حرفهاي و ايجاد محدوديت براي آنها، باعث كاهش مشاركت اين نهادها در
فرآيندهاي
مشاوره و تصميمسازي و گسترش مشاركتهاي
غيرنهادمند شده است.
كاهش مشاركت
استادان و دانشجويان
1- بازنشسته كردن استادان ممتاز و نخبه
كشور و ايجاد محدوديتهاي اداري و سياسي
به ويژه در علوم انساني و اجتماعي، موجب
محروم ماندن دانشگاهها از استادان
برجسته، صاحب فكر و مستقلي شده است كه سالها
باعث افتخار و انگيزش دانشجويان بودهاند.
2- بر مبناي تجربيات دانشگاههاي
برتر، مديران سطوح مختلف دانشگاهي از
يكسو بايد با مشاركت اعضاي هيات علمي تعيين
شوند و از سوي ديگر فضاي دانشگاهها در
برابر تحولات روزمره از ثبات و پايداري نسبي
برخوردار باشند. در سالهاي اخير
كمتوجهي به نقش و نظر دانشگاهيان در انتخاب
مسوولان ردههاي مختلف دانشگاهي به كاهش
انگيزش و بهرهوري اعضاي هيات علمي
انجاميده و نقش دانشگاه در فرآيندهاي
گسترش پويايي و ثبات در جامعه را تقليل داده
است.
3- برخلاف سنتهاي رايج دانشگاهي، جذب
اعضاي هيات علمي، از مقولهاي
تخصصي و اداري مستقل و در صلاحيت گروههاي
آموزشي و نهادهاي درون دانشگاهي به يك
پديده پيچيده، متمركز و حتي خارج از
اختيار وزارت علوم، تحقيقات و فناوري تبديل شده
است.
4- برخوردهاي امنيتي و انضباطي با
تشكلهاي قانوني و منتقد دانشجويي و به
تعطيلي كشاندن و تصرف فضاها و امكانات
آنها و صدور احكام محروميت از تحصيل براي
فعالان دانشجويي، فضاي دانشگاه را دچار
ركود و بينشاطي كرده و مشاركت دانشجويان را
در فعاليتهاي فرهنگي و سياسي كاهش داده
است.
5- اعمال انواع سهميههاي
جنسيتي، منطقهاي، بومي و خاص در
آزمونهاي سراسري و محروم ساختن بعضي از متقاضيان
تحصيلات تكميلي با عنوان دانشجويان
ستارهدار، برخي از متقاضيان برتر را از انتخاب
رشته موردنظر خود يا اساسا از ورود به
دانشگاه محروم ساخته است. ادامه اين روند
موجب سلب اعتماد عمومي به فرآيندهاي سنجش
علمي دانشجويان بر مبناي رقابت استعدادها
و همچنين موجب كاهش اميد به آينده در ميان
جوانان ميشود.
پيامدها و انتظارات
نظام اجرايي كشور با فاصله گرفتن از تفكر
كارشناسي و
مرجعيت دانشگاه در زمينه توسعه پايدار، عادلانه
و مردمسالار، شكافهاي تاريخي بين
نخبگان و حاكميت را دامن ميزند. در جامعه
ايران، بر مبناي مطالعات دهه گذشته،
دانشگاه از جايگاه معتبر اجتماعي و
دانشگاهيان از بالاترين سطح اعتماد مردم
برخوردار ميباشند؛ اما روندها و رخدادهاي
نگرانكننده مورد اشاره، پيامدهاي
مخاطرهآميزي در تضعيف منزلت دانشگاه به
عنوان كانون توليد و اشاعه انديشه خلاق،
نقاد و توسعهگرا به همراه دارد. تداوم
اين رويهها، دانشگاه را به كانوني يكبعدي
و تكصدايي و ناتوان از پاسخگويي به
نيازهاي گسترده و مسائل پيچيده توسعه همهجانبه
تبديل خواهد كرد. نخبگان علمي و
دانشآموختگان دانشگاهي در شرايط محروميت از مشاركت
در فرآيندهاي بهسازي جامعه، يا فاقد
انگيزه و بهرهوري ميشوند يا چارهاي جز
مهاجرت نمييابند. كاهش انگيزش يا مهاجرت
حاملان انديشه و دانش از كشور، جامعه
مستعد ايراني را از بصيرتها و نقدهاي
عالمانه اين نخبگان فكري در جهت پاسخگويي
خردمندانه به نيازها و چالشهاي پيش رو
محروم ميسازد.
امضاكنندگان زير،
اين بيانيه را به عنوان سندي از نگرانيها و هشدارهاي خود در
باب سرنوشت دانشگاه و توسعه علمي كشور
منتشر و قضاوت در مورد محتواي آن را به عموم
مردم به قشر فرهيخته و علاقهمندان به
دانش، دانشجو و دانشگاه واگذار ميكنند؛ اما
همچنين اميدوارند مسوولان ذيربط با مشكلات
و نگرانيهاي موجود برخورد شايستهاي
داشته و در جهت رفع اين نگرانيها اقدامات
سازندهاي را در پيش گيرند. بر اين اساس،
از دستاندركاران انتظار ميرود كه به جاي
دنبال كردن شيوههاي غيربرنامهاي،
متمركز و غيرمشاركتي كنوني، به تقويت
دستاوردهاي چشمگير كشور به ويژه در دهه گذشته
در زمينه توسعه علوم و فناوري و استقلال
دانشگاهها بپردازند و بهخصوص سازوكارهاي
موثر در توسعه علمي پايدار همچون تقويت
فضاي مناسب فعاليتهاي علمي و آزادي انديشه
نقاد و خلاق در بين استادان و دانشجويان
را بيش از پيش مورد توجه قرار دهند.
امضاكنندگان
1. دكترعباس بهرام، دكتر عزيز الله
تاجيكاسماعيلي، دكتر
سيدحسين سراجزاده، دكتر عليرضا مرادي، دكتر
عباس منوچهري، دكتر سعيد معيدفر،
دكتر ناصر فكوهي، دكتر نعمتالله فاضلي،
دكتر حميدرضا جلاييپور، دكتر حسن
محدثي، دكتر ابراهيم صالحيعمران، دكتر
يعقوب موسوي، دكتر احمد افشار، دكتر
سيدمحمد توكلي، دكتر حسن آقائي، دكتر
مهدي كشميري، دكتر محمدجواد منعم، دكتر
مقصود فراستخواه، دكتر محمدامين
قانعيراد، دكتر روزبه معيني، دكتر سيدحميد
فتحي، دكتر مصطفي كريمياناقبال، دكتر
علي محدث، دكتر جواد شكراللهيمغاني،
دكتر محمدباقر منهاج، دكتر مصطفي معين،
دكتر جعفر ميلي منفرد، دكتر رضا
فرجيدانا، دكتر فخرالدين دانش، دكتر
فرهاد درويش، دكتر سيداحمد معتمدي، دكتر
عبدالرضا افتخاري، دكتر ناصر بورجرديان،
دكتر اسدالله رضوي، دكتر عبدالحميد
رياضي، دكتر حسين عسگريانابيانه، دكتر
مرتضي ميرمحمد رضائي، دكتر اسماعيل
قافلهباشي، دكتر محمدشفيع صفاري، دكتر
عبدالجواد احمدي، دكتر علياصغر سلطاني،
دكتر سيدابوالحسن نائيني، دكتر مسعود
البرزي، دكتر محمدرضا رازفر، دكتر عباس
عباسي، دكتر مسعود شمس بخش، دكتر مهدي
قمشي، دكتر محمدعلي وحدت، دكتر محمدرضا
آقاابراهيمي، دكتر محمدعلي ناصري، دكتر
ابراهيم واشقانيفراهاني، دكتر جعفر
كامبوزيا، دكتر اكبر خياط، دكتر رحيم
عبادي، دكتر سيدناصر هاشمي، دكتر علي
پايا، دكتر محمدهادي خوشتقاضا، دكتر
مسعود صفاييمقدم، دكتر برات قباديان،
دكتر عليرضا ربيعي، دكتر محمدرضا تاجيك،
دكتر جعفر توفيقي، دكتر يوسف ثبوتي،
دكتر سيدصفدر حسيني، دكتر هادي خانيكي،
دكتر فرهاد رحمتي، دكتر عبدالله
رمضانزاده، دكتر محمدتقي صالحي، دكتر
مجتبي صديقي، دكتر غلامرضا ظريفيان، دكتر
محمد ستاريفر، دكتر ناصر شمس، دكتر
ابراهيم شيري، دكتر محمدجواد رسائي، دكتر
علي قنبري، دكتر رضا سميعزاده، دكتر
جلال بختياري، دكتر محسن كديور، دكتر
محمودرضا بهبهاني، دكتر غلامعلي منتظر،
دكتر محمود مهرمحمدي، دكتر اقافخر
ميرلوحي، دكتر ابراهيم قاسمينژاد، دكتر
تقي آزادارمكي، دكتر علي شكفتهراد،
دكتر پرويز احسانزاده، دكتر حسن
حاجقاسم، دكتر علي شكوريراد، دكتر بهروز
وحيدي، دكتر رضا صراف، دكتر غلامرضا
مرادي، دكتر سيدحسين حسينيان، دكتر محسن
بهشتيسرست، دكتر حسن رئيسيان، دكتر
ذكرالله محمدي، دكتر سيدعلي محمدموسوي،
دكتر نصرالله عسكري، ذكتر صفر فضلي،
دكتر حسين ايمانيه، مهندس سيدمحمدحسين
پرويننيا، مهندس بهروز صحابه، دكتر
سيدحسين صادقي، دكتر رضا افضلزاده، دكتر
وحيد احمدي، دكتر جلال بختياري، دكتر
ابوالحسن رياضي، دكتر محمدعلي ادريس، دكتر
محمدمهدي سالاريراد و دكتر سيدعلي
ميرحسني.
نیازی به قیم ندارم:سيد
محمد خاتمي در حاشيه همايش بين المللي دين در دنياي جديد در مصاحبه
با خبرنگاران در پاسخ به اين پرسش كه نامزدي تان را كي اعلام مي كنيد
گفت: بنا نيست اعلام كنيم.
به گزارش گروه
سياسي «شبکه خبر دانشجو»، سيد محمد خاتمي در خصوص زمان اعلام نامزدي
خود در انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: نيازي به قيم ندارم و آمدن يا
نيامدنم را خودم اعلام مي كنم.
وي در پاسخ به اين پرسش كه موسوي لاري گفته است «خاتمي تا پايان
پاييز درباره امدن يا نيامدنش اظهارنظر مي كند» گفت: آقاي موسوي لاري
حتما بر ما ولايت دارند كه از طرف ما حرف زده اند.
خاتمي افزود: اگر بنا باشد اعلام كنم خودم مي توانم و نيازي به اعلام
كس ديگري نيست. |