|
|
|
|
|
|
|
سفر سلاطین به نهاوند: |
|
|
در ذکر سفر پادشاهان به نهاوند، تاریخ چندان گویا نیست. ولی از آنجایی که نهاوند جزیی از کشور ماه(ماد) و دارای ییلاقات مفرح و شکارگاههای غنی بوده، مورد توجه شاهان و توانگران واقع بوده است. از جمله طبری در ذکر سلطنت بهرام گور(339-388) می نویسد: «بهرام گور در اواخر عمر برای شکار به ماه می رفت.» هرمز پدر خسرو پرویز برای اینکه به رعایا سرکشی کند زمستانها را در عراق و تابستانها را در نهاوند می گذرانید و در طول سفر همواره سفارش می کرد که سپاهیان در حین سفر به کشاورزان در طول سفر آسیب نزنند. از بین خلفا: منصور خلیفه عباسی را می شناسیم که در سال 143ق. از بصره به سرزمین رفت و چون به شهر نهاوند رسید و قبلاً از خوبی آب و هوای آن آگاه شده بود، یک ماه در آن شهر ماند. از شاهان یکی ملکشاه سلجوقی بود که در سر راه خود به بغداد چند روزی در نهاوند توقف نمود و خواجه نظام الملک هم به دنبال او روانه گردید ولی در سال 485 ه. به قول «پل آمیر» در قرق نهاوند به دست فضل الله دیلمی به قتل رسید. از دیگر پادشاهان، شاه عباس است. گویا اولین باری که به نهاوند سفر کرده سال 1000 هجری بوده که ترکها را تعقیب می کرده است. پس از او از فتحعلیشاه خبر داریم که در سال 1237 در زمانی که ایران و عثمانی آتش جنگ شعله ور بود، چند روزی در نهاوند اقامت داشته است. همچنین در سال 1245 چند روزی دیگر در این شهر اقامت داشته است. مؤلف روضةالصفا می نویسد: فتحعلیشاه نوروز سال 1345 را در خرم آباد گذرانده و پس از آن از راه بروجرد وارد نهاوندمی شود وچند روزی توقف می نماید. بعد از فتحعلیشاه جانشین او محمدشاه هم سری به نهاوند می زند. محمدشاه پس از رسیدگی به امور اصفهان و سروسامان دادن به آنجا از راه بروجرد به نهاوند می آید و با حاج میرزا آقاسی صدراعظم چندی در شهر توقف کرده است. از شاهان خوش گذران می توان ناصرالدین شاه را نام برد که به جهت شکار و سیاحت بیشتر نواحی ایران را گردش کرده، از جمله سفر او به عراق عجم است که یادداشتهای او به نام «سفرنامه عراق عجم» به چاپ رسیده است. در راه گاماسیاب می نویسد:«شهر نهاوند و باغستان محوطه آن و دره سبزی که از اینجا تا نهاوند ادامه دارد، خیلی خوش منظر و باتماشا بود. آمدیم و در زیر سایه چند بید کهن که دوراز ده بود،به نهار افتادیم. آفتاب گردان زدند. جلوی آفتابگردان شبدرزاری است که گل کرده و بوی بسیار خوشی میداد. یک سمت آفتابگردان زراعت گندم بود ودر کمال سرسبزی و خضارت . زمین و هوا هم در نهایت روح و صفا. طبیعت زمین و حالت هوای اینجا بسیار شبیه است به نیشابور. صحرا وهوا از این با صفاتر و لطیف تر نمی شود. نمونه ای از بهشت است.» و در جای دیگر می نویسد:«طرف شمال نهاوند ملایر است و سمت جنوب آن کوه لرستان، به سمت مشرقش بروجرد است و مغرب آن منتهی به خاک خزل و اسد آباد می شود. عرض خاک ودره نهاوند دوفرسنگ زیادتر نیست ولی طول آن15الی20 فرسخ می شود. خلاصه راه زیادی رانده همه جا از کنار حاصل زراعت می رفتیم و هرچه نگه می کردیم زراعت دیمی یا آبی بود. یک قطعه زمین بایر و لم یزرع دیده نمیشد. آنچه دیمی کاشته شده یا درو می کنند یا حاضر درو است و آنچه زراعت آبی است هنوز سبز است.» در قسمتی از توصیف راه به سمت سراب گیان می نویسد: «پایین تر از گیان هم دهات زیادی به نظر می آید که باغات هم داشتند. حاصل زراعت این جاها را درو می کنند اما بهاره کاری که کرده بودند هنوز سبز بود. حاصل زیادی هم بود که درو نکرده بودند. زراعت اینجاها به قدری خوب و باز شده بود که با اسب که از پهلوی حاصل می گذشتیم بلندی حاصل تا کله اسب بود...رفتیم تا رسیدیم به سرچشمه که از زیر کوه سنگی در می آید. از دو طرف کوه آب می جوشد. از و سط هم آبی درمی آید به رنگ آب لیمو، سفید رنگ اما هیچ بوئی ندارد. جوشش می کند، مثل این است که گاز داشته باشد.زیر چشمه که چنارهای بزرگ زیادی داشت و از طرف آب جاری و وسط، تختی طبیعی بود. فرمودیم آب گردان زدند نهار خوردیم.» علت خراب کردن قلعه توسط ناصرالدین شاه قاجار: در نهاوند تپه اي مشرف به شهر وجود دارد كه بررروي آن قلعه يزدگرد ساساني قرار داشت . داستان خراب شدن آن بسيار عبرت انگيز است .برخلاف انچه که عامه ی مردم نهاوند اعتقاددارندناصرالدین شاه قلعه نهاوند را به علت مشرف بودن به خانه های مردم تخریب نکردبلکه انچه که باعث شدناصرالدین شاه قلعه نهاوند را تخریب کنداین گونه می گويند كه:
ناصرالدين
شاه قاجار آنجا را در دو نوبت مورد تخريب
قرار داد‘ تا شايد به گنجهاي شاهان ساساني دست يابد .
كه هر دو نوبت تيرش به سنگ
خورد ولي با عمل خود قلعه اي را كه تا آن زمان سالم
باقي مانده بود به نابودي
كشاند. كهنسالان نهاوند
گويند: كه بعد از ناصرالدين شاه ‘ بزرگ مالك منطقه به
نام ظفرالسلطان در جايي از پاي قلعه دستور مي دهد كه با
شكافتن زمين و دست رسي به آب چشمه قلعه آب انباري بنا نمايد . در اين
عمليات به محوطه وسيعي بر
مي خورند كه محل عبور آب چشمه بود ‘ در آنجا به دفينه ي
يزدگرد دسترسي پيدا مي كند
كه وي آنها را تصاحب مي كند
.
|
|
|
|
|