صفحه اصلی / شخصیت ها و بزرگان نهاوندی / امور اجتماعی فرهنگی / تاریخ و جغرافیا / صنایع و اقتصاد / ورزش / اخبار / پیوندها / نیازمندیها / آلبوم تصاویر / تماس با ما / درباره ما

 

 

محیط زیست نهاوند
مشخصات جغرافیایی
آبها و کوههای نهاوند
نقشه راهنمای نهاوند
جاذبه های طبیعی نهاوند
آثار باستانی و ملی نهاوند
عجایب نهاوند
نمایندگان مجلس
سوانح طبیعی و حوادث سیاسی
تمدن و وجه تسمیه نهاوند
سفر سلاطین به نهاوند
دیدگاه جهانگردان و جغرافی دانان
جنگ نهاوند
از سقوط نهاوند تا مرگ افشین
سلجوقیان در نهاوند
قلعه ساسانیان در نهاوند
ضرب سکه در نهاوند

 

   

  تمدن و وجه تسمیه نهاوند:

 

تمدن نهاوند:

به استناد تحقيقات پروفسور رمان گريشمن در تپه گيان ( گيان روستايي در 18 كيلومتري جنوب غربي نهاوند ) در حدود 37 قرن قبل از ميلاد مسيح قومي در اين منطقه زندگي مي‌كرد كه تمدني شبيه تمدن بين‌النهرين داشت و بعدها به دست اقوام ديگر اروپايي و آسيايي از بين رفت . شهرنهاوند مقارن انقراض هخامنشيان در حمله اسكندر مورد تاخت و تاز قرار گرفت، ولي به كمك دژ و باروهاي محكم در امان ماند. سلوكيان نيز به اين شهر حمله كردند و پس از فتح آن مدتي در آنجا اقامت داشتند. در دوره فرمانروايي اشكانيان اوضاع شهرنهاوند به درستي معلوم نيست، ولي در دوره ساسانيان يزگرد سوم دژ محكمي در آن بنا كرد كه تابستان‌ها را در آن به سر مي‌برد . در اين زمان نهاونداز نظر سوق‌الجيشي يكي از نقاط مهم محسوب مي‌شد . در حمله اعراب به ايران سپاهيان اسلام با مقاومت سپاهيان ايران در نهاوند روبه‌رو شدند، كه در نهايت به ظلم و ستم شاهان و پذيرش دين اسلام از سوي ايرانيان سپاه ايران شكست خورد. در زمان ملك‌شاه سلجوقي ، خواجه نظام‌الملك كه براي بازديد از نظاميه بغداد راهي اين شهر بود، بين راه به دست يكي از فداييان اسماعيليه به قتل رسيد. از اين رو گفته مي‌شود كه مقبره او در شهرنهاوند است. در دوره قاجار ، ناصرالدين شاه ضمن بازديد از اين شهر دستور داد تا قلعه نهاوند را كه اثري تاريخي محسوب مي‌شد، خراب و ويران كنند. بدين ترتيب، يافته‌هاي باستان شناختي و منابع مكتوب و موجود تاريخي حاكي از كهن سالي اين خطه از سرزمين ايران و جلوه‌اي ماندگار از تاريخ پرفراز و نشيب آن است. بدون شك انجام اكتشافات باستان‌شناسي و مطالعات بيشتر در زمينه قدمت و تحولات تاريخي منطقه ، زواياي تاريك تاريخ تمدن آن را بيش از پيش روشن خواهد ساخت . در اين منطقه مجموعه شرايط لازم براي جذب جهانگرد و توسعه صنعت جهانگردي در اشكال مختلف آن فراهم است .
     

 وجه تسميه و پيشينه تاريخي:

نظريه‌های مختلفی از پيشينه اين منطقه باستانی باقی مانده است. برخی از مورخين نهاوند را محل پهلو گرفتن کشتی نوح می دانند. به استناد تحقيقات پروفسور گريشمن در تپه گيان (روستايی در 18 كيلومتری جنوب باختری نهاوند ) در حدود 37 قرن قبل از ميلاد مسيح قومی در اين منطقه زندگی می كرد كه تمدنی شبيه تمدن بين النهرين داشت و بعدها به دست اقوام ديگر اروپايی و آسيايی از بين رفت. نهاوند همگام با همدان از شهرهای مهم و آباد دوران مادها و در زمان هخامنشيان يكی از مراكز لشگری و سوق الجيشی خشايار شاه بوده است. نهاوند مقارن انقراض هخامنشيان در حمله اسكندر مورد تاخت و تاز قرار گرفت، اما به كمك دژ و باروهای محكم در امان ماند. سلوكيان نيز به اين شهر حمله كردند و پس از فتح آن مدتی در آنجا اقامت داشتند. وضعيت شهر نهاوند در دوره فرمان‌روايی اشكانيان به درستی معلوم نيست، اما می دانيم که در دوره ساسانيان، يزدگرد سوم دژ محكمی در آن بنا كرد كه تابستان ها را در آن به سر می برد. در اين زمان نهاوند يكی از هفت اسپهبد نشين ايران بوده از نظر سوق الجيشی از نقاط مهم محسوب می شده است. در حمله اعراب به ايران، نهاوند محل يکی از سخت ترين پایداری های سپاهيان ايران در مقابل اعراب بود. گفته می شود كه مقبره خواجه نظام الملك وزير ملك شاه سلجوقی، كه در بين راه بازديد از نظاميه بغداد به دست يكی از فداييان اسماعيليه به قتل رسيد، در شهر نهاوند است. در دوره قاجار، ناصر الدين شاه ضمن بازديد از اين شهر دستور داد تا قلعه نهاوندرا كه اثری تاريخی محسوب می شد، خراب و ويران كنند.

 

خلاصه ای از مقاله دکتر علی اکبر افراسیاب پور درباره وجه تسمیه نهاوند:

نهاوند شهر حضرت نوح(ع)

اکثر متأخرین معتقدند که شهر نهاوند را حضرت نوح (ع) بنا نهاده و بهمین دلیل نیز چنین نامی به خود گرفته و در اصل نوحاوند یا نوح وند بوده که به مرور ایام به شکل نهاوند در آمده است. از طرفداران این نظریه می توان به اشخاص زیر اشاره کرد:

صاحب مجمل التواریخ (تألیف سال 520 هجری) می آورد: "چنین روایت کنند که نوح پیغامبر شهری را بنا نهاد به نام خویش نوحاوند و آن نهاوند است."

در الباب می خوانیم:"نهاوند شهری است از بلاد جبل. گویند آن را نوح (ع) بنا کرده و نام آن نوح آوند بوده است پس حاء را به هاء بدل کرده اند و خدا داناتر است."

یاقوت حموی نوشته: عبدالمنذر هشام گویدکه این نام را از آن جهت یافته که آن شهر را کاملاً ساخته یافتند به همان گونه که هنوز هست. بعضی دیگر بنای آن را به نوح می کشانند و فکر می کنند نام فعلی آن مختصر شده نوح آوند یا نوح وند یعنی شهر نوح است. حمزه معتقد است که نام ابتدایی آن نوحاوند بوده. چیزی که معنی پر زاد و ولد یا پرجمعیت را به آن نسبت می دهد و این به خاطر حاصلخیزی ناحیه ای است که شهر در آن بنا شده است.

نویسندگان دیگری نیز همین مطلب را اظهار کرده اند از جمله سید محسن امین صاحب اعیان الشیعه و محمد علی ساروی و دکتر فوریه و غیره.

این نظریه دقت و بررسی بیشتری را طلب می کند، زیرا اگر این عقیده تنها برای نشانه دادن اهمیت، قدمت و سابقه طولانی این شهر باشد و یا به علت شباهت ظاهری این کلمه با نام حضرت نوح (ع) بیان گردیده باشد نمی توانسته چنین طرفدارانی بیابد و یا در طول قرن ها پابرجا بماند. دیگر اینکه، شواهد و قرائن دیگری در میان عقاید عامه مردم این ناحیه در تأیید این نظر دیده می شود.

نهاوند شهر ظرف:

دومین مورد در وجه تسمیه نهاوند از این قرار است که کلمه نهاوند از دو بخش ترکیب شده یکی "نه" به معنی شهر و دیگری "آوند" به معنی ظرف. این نظریه را آثار کارگاههای متعدد سفال سازی در جای جای این منطقه، همراه با سفال های مکشوفه از این ناحیه که زینت بخش بسیاری از موزه های جهان است تأیید می کند. در اینجا گفته چند تن از صاحب نظران را در این مورد نقل می کنیم.

محمد تقی خان حکیم می نویسد:" نهاوند شهری است از بلاد جبل در حدود همدان و اصل آن نه آوند بوده مثل نیشابور که نه شاپور بود. نه یعنی شهر، یعنی شهر شاپور و نه آوند شهر آوند و ابتدا ظروف خوب می ساختند و آوند ظرف را گویند. به شهر ظرف معروف شده است. و در رد نظریه قبل می گوید: "این که می گویند از ابنیه حضرت تونح است، خطاست چه این لغت فارسی است و نوح عربی. در آن شهر ظروف و اوانی {جمع آنیه و آنیه جمع انا=ظروف} می ساختند و آنجا ابتدا کردند و ظرف را وند و آوند گویند پس نه آوند معروف و مرسوم کرده اند و نهاوند شده است.

چند تن دیگر از نویسندگان نیز همین موضوع را نقل کرده اند که تکرار مطلب را لازم ندیدم. شاید بتوان نهاوند را متشکل از دو قسمت نه و آوند دانست. چنان که در اشیای مکشوفه از نهاوند عمده ترین و بیشترین رقم را ظرف های مختلف تشکیل داده اند.

نهاوند شهر ایستاده و پیشرو:

عقیده دیگری که درباره وجه تسمیه نهاوند ابراز گردیده به دکتر محمد معین و احمد کسروی اختصاص دارد. پایه استدلال هر دو نویسنده بر شباهت دو کلمه نهاوند و دماوند قرار گرفته در حالیکه صرف شباهت دو کلمه با هم نه تنها اثبات کننده مطلبی نخواهد بود، بلکه می تواند محقق را از حقیقت دورتر سازد.

دکتر محمد معین می گویند:" بیشتر متبادر به ذهن است که اقوام ساکن بین دو کوه دماوند و نهاوند که در ماد (عراق عجم) سکنی داشتند و هگمتانه (همدان) پایتخت ماد، کوه پیش روی خود را که نزدیک تر به آنان بوده نهاوند و کوه پشت سر را دماوند نامیدند. چنان که پشت کوه و پیش کوه در لرستان." نظریه احمد کسروی هم شرح مفصل گفته بالاست.

نهاوند، ناهید و آناهیتا:

برای وجه تسمیه نهاوند احتمال دیگری نیز توسط دکتر باستانی پاریزی ابراز گردیده که قابل بررسی و تحقیق است. ایشان در رابطه نهاوند با ناهید و آناهیتا می نویسد: معجم البلدان در ذیل"ماه دینار" می نویسد که تلفظ اصلی شهر نهاوند، به صورت نیوهاوند است و نیهاوند هم نوشته اند. این مسلماً با آناهیتا ربط دارد.

در جای دیگر می آورند: ناهید را در لغت نامه ها ستاره زهره نوشته اند و گویند کنایه از دختر رسیده باشد و مخفف آن (ناهد) آورده اند. امروز چون به ظاهر امر نگاه کنیم معبد یا آبادی به نام ناهید نمی بینیم. اما می دانیم ناهید را به صورت ناهی که مخفف ناهید باشد نیز نوشته اند و بدین طریق از آبادی هایی که با کلمه نای یا (نی) شروع می شود می توانند منسوب به ناهید باشند و شاید هم نهاوند.

البته از مناطق دیگری نیز نام برده اند. این آبادی ها را باید منسوب به ناهی بدانیم: نایه قوم، نای جوک قزوین، ناهوکان جیرفت و شاید هم نهاوند (نیهاوند).

رابطه نهاوند با ناهید و آناهیتا نه تنها دور از ذهن نیست، بلکه علائم و شواهد بسیاری در میان کشفیات و اشیای به دست آمده در نهاوند، می توانند این احتمال را قوت بخشند. تاکنون چندین مجسمه از زن هایی که به لباس های مختلف و تاج های متفاوتی نیز آراسته بوده اند به دست آمده که هنوز شناسایی نگردیده اند. همچنین در میان اسامی آبادی ها و مکان های قدیمی و باسابقه نهاوند به نام ها و واژه هایی می رسیم که می توانند با ناهید و آناهیتا مربوط باشند. به عنوان نمونه می توان از قلعه دختر گبر، دوخواهران و غیره نام برد.

در گویش نهاوندی:

در گویش نهاوندی به این شهر "ناوَن" گفته می شود. از جهتی می توان "ناون" را به دو بخش "نا" و "ون" تقسیم کرد. "نا" در گویش نهاوندی معنی "گذاشتن، قرار دادن و نهادن" می دهد و سوم شخص مفرد در زمان گذشته ساده می باشد.

"وَن" در این گویش، در یک ضرب المثل به کار رفته است که می گویند:"وَن وَن اِفتیَه" یعنی "بسیار پایین و بالا شده و سختی کشیده و تجربه اندوخته." معنی دیگری برای "وَن" نیافتم. شاید در گذشته رایج بوده و یا در زبان پهلوی مصداق داشته باشد. به هر حال ترکیب این دو بخش ما را به چند مفهوم می رساند، از جمله: شهری که در پستی و بلندی قرار گرفته، یا محلی کع گذشته طولانی و پرحادثه را پشت سر گذاشته است.

در پایان بحث وجه تسمیه نهاوند باید بگوییم که هدف ما رد یا قبول هیچ کدام از احتمال های بیان شده نیست بلکه منظور، بیان عقاید مختلف و آشنایی با دلایل هر کدام بوده است.

منبع: فصل نامه فرهنگان. شماره دوم. زمستان 1378 

 

 

سیمای تاریخی:

پایتخت آخرین پادشاه سلسله ساسانی شهر نهاوند بوده چرا که آخرین جنگ که در میان تازی‌ها ( اعراب ) به« ام الفتوح » یا «فتح الفتوح»معروف است در این شهر اتفاق افتاده ؛ متاسفانه بقایای قلعهٔ این شهر دیگر به چشم نمی‌اید و در زمان حکومت ناصرالدین شاه قاجار و به دستور وی نابود گشته است.
       از نظر سیمای‌ طبیعی‌ ، منطقه‌ی‌ نهاوند یک‌ دشت‌ میانکوهی‌ است‌ که‌ با جهت‌ شمال‌غرب‌- جنوب‌ شرق بین‌ دو سلسله‌ ارتفاعات‌ شمالی‌ (کوه‌ سفید ، آردشان‌ ، شادمانه‌) و جنوبی‌ (گرین‌) قرارگرفته‌ است‌ . بنابراین‌ سیمای‌ کلی‌ منطقه‌ به‌ دو چهره‌ی‌ جداگانه‌ی‌ کوهستان‌ و دشت‌ تقسیم‌ می‌ شود که‌ در ادامه‌ به‌ شرح‌ آن‌ها می‌ پردازیم: الف - کوهستان‌ همان‌طور که‌ گفته‌ شد ارتفاعات‌ منطقه‌ به‌ دو دسته‌ : ارتفاعات‌ جنوبی‌ و ارتفاعات‌ شمالی‌ تقسیم‌ می‌ شوند . این‌ارتفاعات‌ تا حدودی‌ دشت‌ را دور زده‌ و تقریباً آن‌را محصور نموده‌اند و گذر از آن‌ها از طریق‌ گردنه‌ها و معابرطبیعی‌ ایجاد شده‌ توسط‌ رودخانه‌ها میسر و مقدور می‌ باشد . ب - دشت در قلمرو محدوده‌ی‌ طبیعی‌ نهاوند علاوه‌ بر ناهمواری‌های‌ یاد شده‌ ، دشت‌ نسبتاً فروافتاده‌ای‌ در امتداد جنوب‌ شرقی‌ - شمال‌ غربی‌ کشیده‌ شده‌ است‌ که‌ آن‌ را در ادبیات‌ جغرافیایی‌ ، «دشت‌ نهاوند»گویند. شیب‌ غالب‌ عمومی‌ این‌ دشت‌ بین‌
۰ تا ۵ درصد (۰ درجه‌ تا ۳/۳ درجه‌) می‌ باشد و شهر نهاوند در کناره‌ی‌ این‌دشت‌ واقع‌ است‌ . طول‌ این‌ دشت‌ معادل‌ ۵/۶۳ کیلومتر و عرض‌ آن‌ بین‌ ۷ تا ۵/۱۶ کیلومتر متفاوت‌ است‌ و متوسط‌عرض‌ آن‌ برابر ۶/۱۱ کیلومتر محاسبه‌ گردیده‌ و مساحت‌ این‌ دشت‌ نیز ۸۴۸ کیلومتر مربع‌ یعنی‌ ۶۹/۴۹ درصد ازکل‌ محدوده‌ی‌ طبیعی‌ حوضه‌ی‌ گاماسیاب‌ می‌ باشد و میانگین‌ ارتفاع‌ آن‌ از سطح‌ دریا در حدود ۱۶۶۰ متر است‌ . وجود این‌ دشت‌ و رودخانه‌ گاماسیاب‌ که‌ از به‌هم‌ پیوستن‌ جریان‌های‌ حاصل‌ از سراب‌های‌ گاماسیاب‌(سرچشمه‌ی‌ رودخانه‌ گاماسیاب‌) ، گیان‌ ، گنبد کبود و پارسبان‌ (فارسبان‌) به‌ وجود می‌ آید و نیز وجود چشمه‌ها ،قنوات‌ (که‌ البته‌ در حال‌ حاضر تعداد آن‌ها بسیار کاهش‌ یافته‌ است‌) و چاه‌های‌ عمیق‌ و نیمه‌ عمیق‌ متعدد باعث‌ شده‌است‌ که‌ کشاورزی‌ شهرستان‌ نهاوند از رونقی‌ خاص‌ برخوردار باشد و منبع‌ اصلی‌ معیشت‌ مردم‌ شهرستان‌ را تشکیل‌دهد .