صفحه اصلی / شخصیت ها و بزرگان نهاوندی / امور اجتماعی فرهنگی / تاریخ و جغرافیا / صنایع و اقتصاد / ورزش / اخبار / پیوندها / نیازمندیها / آلبوم تصاویر / تماس با ما / درباره ما

 

 

علمای نهاوندی
مشاهیر نهاوندی
گروه ابوذر

   

  مشاهیر نهاوندی:

 

ضمن احترام به همه سلایق و نگرش ها و اشخاص، نام بردن از اشخاص و افراد در این سایت به منزله موافق بودن با تمام دیدگاههای سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی و شخصی آنان نیست و وجه اشتراک با همه فقط نهاوندی بودن می باشد. هر چند سعی شده است در معرفی مشاهیر و بزرگان نهاوندی تمام شخصیت ها بدون تعصب ذکر شود، اما ممکن است سهواً یا به دلیل در دست نداشتن منابع، برخی از این عزیزان که بدون شک حق بزرگی بر گردن تاریخ و فرهنگ نهاوند دارند در این سایت نیامده باشد. ضمن عرض پوزش به محضر این بزرگواران و دوستداران آنها خواهشمند است در قسمت تماس با ما این نقایص و کمبودها را یادآوری کنید تا در اولین فرصت اصلاح گردد.

  دکترعزيزالله بيات :  متولد ۱۲۹۹ شهرستان نهاوند
-
تحصيل كرده رشته تاريخ ايران و اخذ دكترا از دانشگاه پل سباتيه فرانسه
-
مدرس دانشگاه شهيد بهشتى و تربيت مدرس
-
تأليف دو كتاب مهم و منحصر به فرد «تاريخ تطبيقى حوادث ايران از تأسيس دولت ماد تا انقراض سلسله پهلوى» و «شناسايى منابع و مآخذ تاريخ ايران از ماد تا انقراض مشروطيت»
-
تز دكترا: چگونگى تأسيس دولت سامانيان
-
بعضى از آثار او عبارتند از: كليات گاه شمارى در ايران و جهان، تصحيح و تحشيه كتاب گيتى گشا تأليف محمد ميرزا صادق خامى، از ظهور اسلام تا ديالمه، كليات تاريخ تمدن ايران قبل از اسلام، آثار باستانى كرمانشاه و....

-         شاگرد ابوالحسن صبا بوده است و قطعاً اگر موسيقى را آن طور كه ديگر همكلاسى هايش دنبال كردند، پى گرفته بود، اكنون از نام آشنايان موسيقى دستگاهى ايران بود. اما او در عرصه ديگرى نامدار و نام آشنا است.
عزيز بيات در رشته علم تاريخ دانش اندوزى كرده و بيش از شصت سال از عمر پربارش را در فضاى تاريخ و تاريخ نويسى سپرى كرده است.
اصالتش به نهاوند همدان بر مى گردد. نوه مرحوم شيخ محمدخان بيات است كه يكى از روشنفكران نهاوند و از دوستان نزديك مرحوم مدرس بود. در پنج سالگى پدرش را از دست داد و پدر بزرگ، تربيت عزيز الله را عهده دار شد. تحصيلات ابتدايى را در زادگاه خويش سپرى كرد. سيكل اول را در دبستان «بدر» نهاوند گذراند و چون نهاوند بيش از شش كلاس ابتدايى نداشت، عازم ملاير شد و سيكل دوم را در دبيرستان پهلوى به پايان رساند. بعد از آن به همدان رفت و ديپلم متوسطه را در آنجا اخذ كرد. پدر بزرگش در صدد بود كه او را براى تحصيلات عاليه به اروپا بفرستد ولى تصميم او با اشغال ايران توسط متفقين در شهريور ،۱۳۲۰ منتفى شد.

-         زمانى كه از خاطرات اشغال ايران توسط متفقين حرف مى زند، اندوه فراوانى در صدايش موج مى زند. «در دبيرستان دبيرى به نام «آزاد همدانى» داشتم كه تأثير شگرفى در روحيه من داشت. او در زمان اشغال، دانش آموزان را در سالن جمع كرد و قصيده غرايى كه در همين رابطه سروده بود را خواند.» بيات هنوز از ياد آورى اين خاطره متأثر مى شود.
بيات در سال ۱۳۲۰ براى ادامه تحصيل عالى به تهران آمد و در دانشسراى عالى آن زمان در رشته «تاريخ و جغرافيا» تحصيل كرد و با گرفتن ليسانس خود به كرمانشاه كه نزديك زادگاهش بود، رفت و به مدت ۲۰ سال در مدرسه «شاپور» و «شاهدخت» تدريس كرد. اواخر تدريس بيات در كرمانشاه همزمان با اعتصاب معلمين به سرپرستى «محمد درخشش» براى تأمين حقوق و مزايا بود و طولى نكشيد كه اعتصاب به نفع معلمان به اتمام رسيد و محمد درخشش در كابينه دكتر امينى به وزارت آموزش و پرورش منصوب شد. اين انتصاب و آشنايى درخشش با عزيز الله بيات منجر به اين شد كه پست رياست اداره آموزش و پرورش بندر انزلى (پهلوى قديم) به بيات سپرده شود. بعد از سقوط امينى و بركنارى محمد درخشش بيات نيز در سمت خود باقى نماند و به سمت رياست اداره چهارم كارگزينى آموزش و پرورش تهران منصوب شد. اما ميل به ادامه تحصيل با همه منصب هاى ادارى رهايش نكرده بود و سرانجام در سال ۱۳۴۶ در امتحان هاى ورودى دولت فرانسه قبول شد و براى تحصيل در رشته «تاريخ ايران» به فرانسه رفت و در دانشگاه «پل سباتيه» درس خواند و دكترا گرفت. او در سال ۱۳۵۰ به ايران بازگشت و در سال ۱۳۵۱ از وزارت آموزش و پرورش بازنشسته و در دانشگاه ملى (شهيد بهشتى) استخدام شد؛ اما چون بعد از انقلاب هر شخصى فقط مى توانست يك بار از صندوق بازنشستگى استفاده كند و ادامه فعاليت رسمى بيات در دانشگاه خلاف مقررات بود به همين خاطر از همان سال تاكنون به صورت قراردادى يا حق التدريسى با اين دانشگاه همكارى مى كند.
عزيز الله بيات تاكنون در عرصه تاريخ كتاب هاى مختلفى نوشته است كه مهم ترين آنها «تاريخ تطبيقى حوادث ايران از تأسيس دولت ماد تا انقراض سلسله پهلوى» است. اين اثر نه در دوران قبل از انقلاب و نه در زمان حكومت اسلامى به نگارش درنيامده بود. دوره چهارجلدى اين كتاب حجيم در چاپ هاى اخير در يك جلد قطور انتشار مى يابد.
ديگر آثار بيات شامل جغرافياى كرمانشاه، آثار باستانى كرمانشاه، دو جلد تاريخ براى سال اول و دوم دانشسراى مقدماتى، دو جلد جغرافيا براى سال اول و دوم دانشسراى مقدماتى، دو جلد تاريخ براى سال اول و دوم تربيت معلم، دو جلد جغرافيا براى سال دوم تربيت معلم، كليات تاريخ تمدن ايران قبل از اسلام، از ظهور اسلام تا ديالمه، كليات گاه شمارى در ايران و جهان، تصحيح و تحشيه كتاب «گيتى گشا» تأليف ميرزا محمد صادق نامى، شناسايى منابع و مأخذ تاريخ ايران از ماد تا انقراض مشروطيت در دو جلد و... است كه اين اثر هم تا آن زمان توسط هيچ مؤلفى پديد نيامده بود. او در حال حاضر كتاب «حوادث تاريخ ايران از ماد تا انقراض پهلوى» را در دست چاپ دارد كه در آن منابع هر دوره را جداگانه تجزيه و تحليل كرده است.
عزيزالله بيات تاريخ را علم نمى داند و آن را مصداق علوم مى داند. به گفته او تاريخ حس كنجكاوى بشر را اغنا مى بخشد؛ به گونه اى كه هيچ يك از رشته هاى علمى همانند تاريخ نمى تواند اين حس را تسلى ببخشد. همچنين تاريخ مادر همه علوم است و هر علمى بدون ترديد به گذشته خود نياز دارد تا از آن پند و عبرت گيرد.

-         يكى از حوزه  هاى مورد علاقه اين تاريخ نگار، سلسله سامانيان است. «ادبيات فارسى در زمان اين سلسله اساس و پايه گرفت و متون زيادى از جمله تاريخ طبرى، تفسير طبرى، حدود العالم من المشرق الى المغرب به نثر ساده، روان و بى تكلف پديد آمد. خود اين تعدد كتاب دست مورخ را براى تحقيق و تفحص باز مى كند؛ به گونه اى كه رساله دكتراى من درباره «چگونگى تأسيس سلسله سامانيان» بوده و چندين مقاله درباره اوضاع سياسى، اجتماعى و اقتصادى اين سلسله به چاپ رسانيده ام
عزيز الله بيات با اين كه ۸۵ بهار از زندگيش گذشته، همچنان سر حال است و در مقطع دكتراى دانشگاه تربيت مدرس «جغرافياى تاريخى» درس مى دهد. همچنين او در دانشگاه شهيد بهشتى «تاريخ تمدن اسلامى» را در مقطع كارشناسى ارشد و «گاه شمارى و منابع تاريخى» در مقطع كارشناسى تدريس مى كند.
عزيزالله بيات علاوه بر دانش اندوزى و كسب تجربه در رشته تاريخ در عالم هنر نيز دستى به ساز دارد و از شاگردان مرحوم ابوالحسن صبا بوده است. پدرش، ولى الله خان بيات نيز تار مى نواخت و نزد درويش خان كسب تعليم كرده بود. او مى گويد: موسيقى ما تاريخ زندگى ماست. زمانى كه مملكت ما مورد تاخت و تاز اقوام بيگانه قرار مى گرفت و مهاجمان بناى ظلم و بيداد مى گذاشتند تم و مضمون موسيقى ما نيز محزون مى شد؛ به عنوان مثال در دوران جنگ ۸ ساله بيشتر ملودى هاى حزن آور رايج شد و برعكس در زمان نادرشاه و كريم خان زند كه جامعه از وضعيت مطلوبى برخوردار بود موسيقى ها بيشتر در دستگاه هاى چهارگاه، ماهور، راست پنجگاه ساخته مى شد.
بيات رديف هاى موسيقى ايرانى را به مدت چهار سال در مكتب صبا فراگرفت.
«
كلاس هاى درس صبا از مطب مشهورترين پزشكان فعلى شلوغ تر بود. به علاوه خود صبا داراى خويى انسانى و نبوغى عجيب در علم موسيقى بود و با بيشترسازها آشنايى كامل داشت
بيات به ياد مى آورد كه در مصاحبه اى تلويزيونى از استاد صبا پرسيدند قوى ترين شاگردتان كيست؟ و استاد در نهايت حيا و فروتنى گفتند كه مردم بايد بهترين را تشخيص دهند. بيات از پاسخ استاد قانع نشد و در جلسه اى خصوصى همين سؤال را از او مى پرسد و استاد صبا مى گويد: حبيب الله بديعى. بيات در كلاس هاى درس صبا با هنرمندان بزرگى چون همايون خرم، لطف الله مفخم، رحمت الله بديعى آشنا شد و حتى با پرويز ياحقى رابطه بسيار نزديك و تنگاتنگى برقرار كرد. او در پايان در برابر اين كنجكاوى كه چرا رشته موسيقى را ادامه نداده است، مى گويد: جامعه آن زمان فعاليت در اين رشته را اصلاً قبول نمى كرد و كسانى كه در اين عرصه فعاليت مى كردند را مطرب مى ناميدند و من فقط براى دل خودم دنبال موسيقى رفتم.

دکتر ابوتراب بیاتی: دکتر ابوتراب فرزند مرحوم احمد بیات در سال 1309 در شهر نهاوند متولد شد. دوره متوسطه را در دبیرستانهای شهر نهاوند به پایان برد. سپس در سال 1327 در دانشکده فنی دانشگاه تهران با نمره عالی پذیرفته شد.پس از یک سال از طرف دولت عازم آلمان غربی گردید و دردانشکده فنی شهر کارلسروهه در رشته الکترونیک جریان ضعیف ادامه تحصیل داد. پس از اتمام تحصیل به عنوان مهندس، جذب کارخانه زیمنس شد و به عنوان سرپرست آزمایشگاه انتخاب شد. در ضمن کارهای پژوهشی، دکترای خود را در مورد غربال کردن یک طول موج از میان طول موجهای مختلف وسایل فرایندهای الکترونیکی از زیمنس به پایان برد و در دفاع از تز دکترای خود با نمره بسیار عالی قبول شد. مقام علمی ایشان از نظر اولیاء دانشگاه به درجه ای بود که عده ای از دانشجویان ایرانی، آلمانی و ملیت های دیگر زیر نظر نام برده، تز دکترای خود را گذراندند. مقالات علمی او بارها در مجلات مختلف بین المللی به چاپ رسیده است. درباره مسائل علمی و محیط زیست برای خود فلسفه و تفسیر خاصی دارد. معتقد است که خیلی از دریچه هایی که علم به روی بشر باز کرده است رو به سیاهی است ولی به استفاده صحیح از فرایندهای علمی اعتقاد راسخ دارد. به زادگاه خود نهاوند عشق می ورزد. معتقد است که کمتر جایی را می توان در دنیا یافت که به زیبایی و دلنشینی نهاوند باشد. دکتر بیاتی هم اکنون بازنشسته شده و در شهر کارلسروهه اقامت دارد. ورزش مورد علاقه اش تنیس است که آن را با مهارت بسیار انجام می دهد.

امان الله بو ترابی ترکمان:روز دوازدهم خرداد 1307 دیده به جهان گشودم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در فیروزان و نهاوند به اتمام رساندم و سپس از دانشسرای مقدماتی همدان به اخذ دیپلم نائل آمدم. دز سال 1326 به عنوان آموزگار به خدمت فرهنگ نهاوند در آمدم و در همان سال به مدیریت دبستان سعدی منصوب گردیدم. در تابستان 1322 برای گذراندن یک دوره آموزشی فشرده (سمعی و بصری) که در اداره کل هنرهای زیبا تشکیل شده بود معرفی شدم. در همین زمان شرایطی پیش آمد که به تهران منتقل شدم و در اداره کل هنرهای زیبا به کار مشغول شدم. در سال 1377 در کنکور دانشکده حقوق پذیرفته شدم و موفق به اخذ لیسانس حقوق قضایی گردیدم. از سال 1334 به بعد، تدوین و اجرای برنامه های کودک رادیو را به عهده گرفتم. در نوروز 1344 برنامه تلویزیونی آموزشی را راه اندازی نمودم و تا سال 1355 که خود را از کارهای اداری بازنشسته کردم، این فعالیت ها ادامه داشت.

استاد علي دواني(ره): روستاي کوچک «دوان» در 12 کيلومتري شمال «شرقي» کازرون در طول چهارده قرن، بيش از سي عالم بزرگوار را تربيت، و به عالم اسلام تقديم كرده است، و بدون ترديد، سرآمد آنان در تاريخ معاصر ايران، حجت‌الاسلام علي دواني است.
استاد علي دواني، در مهر ماه 1310 هجري شمسي در آن روستا متولد شد و تا سن هفت سالگي در دوان به سر مي‌برد و پس از آن، نزد اقوامش به «آبادان» رفت. در آن شهر، دو کلاس اکابر (ششم ابتدايي) را پشت‌سر گذاشت و وارد آموزشگاه فني شرکت نفت شد. حدود سال1322 براي تحصيل علوم ديني عازم نجف شد و به مدت پنج سال و نيم در حوزه علميه نجف نزد استاداني چون «شهيد آيت‌الله مدني»، «آقا شيخ علي کاشاني»، «ميرزا محمد اردبيلي»، «محمد غروي»، «آيت‌الله محمدرضا طبسي» و «آيت‌الله حاج ميرزا علي فلسفي» تحصيل كرد و کتاب قوانين در علم اصول فقه و جلد نخست شرح لمعه را به پايان رسانيد.در اوايل سال 1327 به دليل کسالت و براي تغيير آب و هوا به کشور بازگشت و ابتدا به زيارت بارگاه حضرت امام علي‌بن موسي‌الرضا(ع) شتافت و سپس به نهاوند رفت و با دختر مرحوم آيت‌الله احمد آل آقا نهاوندي از سلالة استاد کل وحيد بهبهاني ازدواج کرد.استاد دواني پس از ازدواج براي تکميل تحصيلات خود به قم رفت و در محضر اساتيدي چون علامه طباطبايي، شهيد آيت‌الله صدوقي، امام خميني و آيت‌الله بروجردي، فقه، اصول، تفسير و فلسفه را فرا گرفت و پس از 22 سال دروس حوزوي را به پايان رسانيد.اين عالم فرزانه کار خود را در دو شيوه متمرکز کرده بود؛ يکي منبر و سخنراني ديني و ديگري، تأليف و تصنيف کتب مذهبي. بر اين اساس، سال‌ها در داخل کشور و همچنين چندين سال در کشور کويت در ماه‌هاي مبارک رمضان، محرم و صفر سخنراني مي‌كرد. وي در قم با جمعي از فضلاي حوزه علميه، مجله ديني «درس‌هايي از مکتب اسلام» را منتشر کرد. در سال 1350 به تهران آمد و در اين شهر سکونت كرد و در هر دو مقوله، فعاليت خود را ادامه داد و موفق شد بيش از 76 جلد کتاب در زمينه‌هاي تأليف،  ترجمه و تصحيح منتشر سازد.ايشان بيش از هشتاد مقاله تحقيقي نيز در جرايد به چاپ رسانده است؛ افزون بر آن در دانشگاه‌هاي گوناگون از جمله دانشگاه تربيت معلم، امام صادق (ع)، امام حسين (ع)، دانشکده الهيات و معارف اسلامي تهران، دانشکده علوم قرآني و ... در موضوعات تاريخ اسلام، سيره ائمه معصومين، تاريخ فقه، تراجم و رجال به تدريس پرداخت.استاد دواني در حدود سي کنگرة علمي شرکت كرد و مقالات او در بيشتر اين کنگره‌ها به چاپ رسيد. برخي
از آثار مهم ايشان به شرح زير است:  

 1.امام مهدي(ع) از ديدگاه قرآن و عترت
2.
دانشمندان عامه و مهدي موعود(ع(
3.
مفاخر اسلام (دوازده جلد(
4.
نگاهي کوتاه به زندگاني پر افتخار سيدرضي
5.
تاريخ اسلام از آغاز تا هجرت
6.
شرح زندگاني استاد کل، وحيد بهبهاني
7.
امام خميني(ره) در آيينه خاطره‌ها
8.
حاج شيخ عباس قمي، مرد تقوا و فضيلت
9.
زندگاني زعيم بزرگ عالم تشيع آيت‌الله بروجردي
10.
خاطرات من از استاد شهيد مطهري
11.
شرح زندگاني جلال‌الدين دواني
12.
نهضت روحانيون ايران (ده جلد(
13.
نقد عمر

دکتر مهدی سنایی: مهدي سنايي در فروردين ماه سال 1347 در نهاوند چشم به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و راهنمايي را در زادگاهش طي كرد و فعاليتهاي اجتماعي را از نوجواني به همراه پدر در مسجد و سپس به عنوان عضو شوراي انجمن اسلامي محل دنبال كرد. مهدي سنايي همزمان دروس دینی و تحصيلات دبيرستان را نيز به پايان رساند و در سال 1367 وارد دانشكدۀ حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران شد. در طول اين سالها چندين نوبت به صورت داوطلبانه در جبهه هاي جنگ و در گردان 152 نهاوند تيپ انصار الحسين حضور يافت. در عمليات مجنون در شهريور سال 1365 دوشادوش سردار شهيد محسن اميدي شركت نمود و مجروح شد. مهدي سنايي سپس در سال 1374 مدرك فوق ليسانس و در سال 1380 مدرك دكتراي خود را در رشتۀ علوم سياسي گرفت. تأسيس رايزني هاي فرهنگي ايران در كشورهاي روسيه و قزاقستان، تأسيس چندين مؤسسۀ مطالعاتي در داخل و خارج از كشور، معاونت سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامي، رياست سازمان فرهنگي اكو و تأليف 6 عنوان كتاب از جمله مواردي است كه در كارنامۀ مهدي سنايي ديده مي شود. 

  مهندس غلامرضا علی حسینی: مهندس محمدرضاعلى حسينى عباسی نماینده ی مردم نهاوند درمجلس پنجم وششم بوده است . او در كودكى و نوجوانى در همسايگى “حاج شيخ محمدولى حيدرى” زندگى مى‏كرد. تحصيلات سيكل اول خود را در دبيرستان “ابن سينا” گذراند و در رشته رياضى - فيزيك از دبيرستان “فيروزان” (كوروش كبير) ديپلم گرفت. او پس از دستگيرى اعضاى گروه”ابوذردر بهمن 1352 يكبار ديگر در 1353 اين گروه را به اتفاق چند تن از دوستانش تجديد سازمان كرد. گرايش به كارهاى مسلحانه، و ازجمله انفجار سينما”كسرى” از اقدامات سازماندهى جديد گروه ابوذر است. “على حسينى” نيز به اتفاق چند تن از اعضاى گروه ابوذر در بهمن 1353 دستگير و به زندان ابد محكوم شد و در بهمن 1357 از زندان آزاد شد. او پس از پيروزى انقلاب اسلامى موفق به اخذ ليسانس الكترونيك شد و در مناصب فرماندهى كميته انقلاب اسلامى “نهاوند”، فرماندهى بسيج “نهاوند” و سرپرستى نهضت سوادآموزى “نهاوند”، رياست مخابرات “نهاوند”، مديريت كل مخابرات “ايلام” و معاونت شركت مخابرات ايران فعاليت كرده است.

علی یونسی:متولد سال ۱۳۳۴ نهاوند، تحصيلات حوزوي در حد اجتهاد، فارغ التحصيل كارشناسي ارشد علوم سياسي و اكنون دانشجوي دكتراي همين رشته، سوابق اجرايي: رياست دادگاههاي نظامي، معاون اول سازمان قضايي، دادستان تهران و رييس سازمان قضايي نيروهاي مسلح، آخرين سمت: وزير اطلاعات.در حال حاضر مشاور ارشد رييس قوهي قضاييه

محمد نهاوندیان:محمد نهاونديان اصالتا اهل نهاوند است. اما اقوام او از سال‌ها پيش در زنجان زندگي مي‌كنند. او فرزند «حاج جعفر نهاونديان» است كه در خيابان‌هاي شيخ هادي و ابوسعيد، بنيانگذار حسينيه و مسجد و درمانگاه خيريه بوده است. حسينيه زنجاني‌ها در خيابان شيخ هادي، هنوز هم در ايام محرم پذيراي شخصيت‌هاي سياسي و تاثيرگذار كشور است. نهاونديان در اواخر سال‌هاي دهه 50، همچون بسياري از دوستان خود، علم انقلابي‌گري برداشت و تحت تعليم «آيت‌الله مرتضي مطهري» به مبارزه با رژيم شاه به پا خاست. با پيروزي انقلاب، محمد نهاونديان با «حسين نقره كار شيرازي» كه آن روزها سرپرست وزارت بازرگاني بود، آشنا شد و از سوي او ماموريت يافت تا ناظر بر ورود محموله‌هاي غذايي وارد شده به بنادر جنوب كشور باشد. او به اتفاق خانواده خود، به بندر امام‌خميني(ره) رفت و چند ماه محموله‌هاي غله و غذايي وزارت بازرگاني را زيرنظر گرفت تا مورد هجوم سارقان ضدانقلاب قرار نگيرد. بعد از مدتي، محمد نهاونديان به تهران بازگشت و در وزارت بازرگاني به كار مشغول شد. محمد نهاونديان در ابتدا مسووليت روابط عمومي وزارت بازرگاني را برعهده گرفت و زماني كه پا به 26 سالگي گذاشت، از سوي سرپرست وقت وزارت بازرگاني به عنوان معاون هماهنگي اين وزارتخانه انتخاب شد.  درگيري‌هاي او با يكي ديگر از معاونان وقت وزير بازرگاني، باعث كوچ اجباري او از وزارت بازرگاني شد و به اين ترتيب او كه درس اقتصاد خوانده بود، براي تحصيل حوزوي، راه حوزه علميه قم را در پيش گرفت.

محمد نهاونديان دو سال پس از اقامت در قم، موفق شد در دانشگاه جورج واشنگتن آمريكا در رشته اقتصاد قبول شود و به اين ترتيب او ايران را ترك كرد تا پس از هشت سال زندگي و تحصيل در آمريكا، با مدرك دكتراي اقتصاد به ايران بازگردد. بازگشت او به ايران، مصادف شده بود با حضور يحيي آل‌اسحاق در وزارت بازرگاني و او بود كه از شاگرد اول دانشگاه جورج واشنگتن آمريكا دعوت به همكاري كرد.

نهاونديان زماني كه در وزارت بازرگاني بود طرحي با عنوان «رسوخ كالاهاي ايراني به بازار آمريكا» رهبري كرد و موفق شد سد «قانون راماتو» را شكسته و كالاي ايراني را به بازارهاي آمريكا صادر كند. نهاونديان 8 سال در وزارت بازرگاني در پست معاون وزير فعاليت كرد و با روي كار آمدن دولت دوم محمد خاتمي از وزارت بازرگاني خداحافظي كرد تا مشاور رئيس‌جمهور و رئيس مركز ملي مطالعات جهاني شدن باشد.

پس از آن كه رقابت‌هاي انتخاباتي نهمين دوره انتخاب رئيس‌جمهور به اوج رسيد، محمد نهاونديان به عنوان مشاور و برنامه‌نويس اقتصادي علي لاريجاني، پا به انتخابات گذاشت. ناكامي لاريجاني در اين انتخابات براي محمد نهاونديان ضربه سنگيني محسوب نمي‌شد چرا كه او پس از احراز پست رياست امنيت ملي توسط علي لاريجاني، معاون او در امور اقتصادي شد. 

مدتي بعد در جريان درگيري ميان گروه‌هاي بهزاديان و خاموشي، محمد نهاونديان به عنوان رئيس اتاق تهران انتخاب شد و 14 ماه سكان بزرگ‌ترين اتاق بازرگاني خاورميانه‌ را در دست گرفت. او اكنون رئيس اتاق ايران است. اتاقي كه سال‌ها تحت رياست علينقي خاموشي اداره مي‌شده است.    

دکتر سید جابر صفدری:از افتخارا ت نهاوند دکتر  سید جابر صفدري  نفر دوم سازمان انرژي اتمي  ،دارنده ی  نشان درجه 2 لياقت و مديريت از رییس جمهور (عضو هيأت علمي سازمان انرژي اتمي و عضو پژوهشگاه علوم و فنون هسته اي ايران، مديرعامل تأسيسات غني سازي نطنز). کسی که در قطعنامه‌ 1747 امریکا علیه ایران به عنوان نفر دوم  افرادی که مشمول تحریم‌ قرار می ‌گیرند، ذکر شده است.

علی اکبر صفی پور  روز نامه نگار:صفی پور در سال 1298 خورشیدی در یکی از خانواده های اصیل نهاوند تولد یافت.دوره دبستان را در همین شهر به سر برد.چون در آن زمان در نهاوند دبیرستان نبود در سال 1313 برای ادامه تحصیل به تهران عزیمت نمود. پس از طی دوره سه ساله متوسطه وارد دبیرستان نظام گردید و به خدمت ارتش در آمد.ولی چون مقررات ارتش با روحیه ازادیخواهانه او مغایر بود، مستعفی گردید و به استخدام وزارت دارایی در آمد.در اینجا هم محدودیت های کارمندی روح آزاده او را رنج میداد.سر انجام از این شغل هم دست کشید و در خیابان لاله زار مغازه کتاب فروشی باز کرد و به کارهای مطبوعاتی پرداخت.با علاقه وپشت کاری که در این رشته داشت،به سر دبیری مجله بدیع که مسئولیت ان را دکتر بدیع زاده داشت، منصوب گردید.سر انجام در سال 1331 -1330 خود روزنامه ای با نام امید ایران منتشر کرد که سال بعد به مجله امید تبدیل گردید.این مجله در کوتاه مدت جای مناسبی در بین مطبوعات باز کرد و خوانندگان بسیار یافت ایشان در سال 1338 کاندیدای وکالت مجلس شورای ملی شد تااین که در سال 1342موفق به اخذ رأی اکثریت شدو به مجلس راه یافت. از اقدامات او احداث ساختمان شیر وخورشید و پارک شهرداری بود.که هم اکنون مورد استفاده است. صفی پور در سوم فروردین ماه1337 به رحمت ایزدی پیوست. خداوند روحش را قرین رحمت گرداند.

  دكترمهدى طالب:جامعه شناسى واقعگرا و عملگرا است. جامعه شناسى و جامعه شناس نبايد به يك حزب يا گروه سياسى تعلق خاطر داشته باشد، بلكه اين تعلق بايد به جامعه باشد . مهدى طالب، جامعه شناس عملگراى ايرانى متولد ۱۳۲۴ نهاوند است. تحصيلاتش را در مقاطع تحصيلى ابتدايى و دبيرستان در زادگاهش تا كلاس يازدهم دنبال مى كند و براى ادامه تحصيل و اخذ مدرك ديپلم به تهران مهاجرت مى كند و در سال ۱۳۴۳ ديپلمه رياضى مى شود.
كوچكى جثه او موجب مى شده كه بچه آرام و ساكتى باشد و در ميان دانش آموزان تهرانى آن دبيرستان با معدل ۱۶/۲۵ شاگرد اول شود و در منطقه مروى هم كلاً شاگرد دوم شود. او قبلاً در امتحانات نهايى ششم دبستان در سطح شهر نهاوند هم از نظر نمره مقام دوم را كسب كرده بود. به ياد دارد كه معلم رياضى دوره سيكل اول متوسطه كه جديداً تحصيلات خود را به پايان رسانده و براى تدريس به زادگاهش برگشته بود در برگه امتحانى، سؤالى را به اشتباه طرح كرده بود و وقتى مهدى طالب چند بار به او مراجعه مى كند و مى گويد اين سؤال اشتباه است و بايد اصلاح شود، همان معلم سيلى محكمى به صورت شاگردش مى زند. «تا آخر جلسه گريه كردم ولى بعداً نمره ام ۲۰ شد. معلم ما فهميده بود كه سؤالش غلط بوده ولى به هر حال اول مرا پيش بچه ها شرمنده كرد و بعداً هم عذرخواهى نكرد. او با آن نوع نمره دادن به من خواسته بود جبران مافات كند. اخيراً در يك مجله اى آن موضوع را مطرح كردم و همان معلم كه در يك مؤسسه فعال آموزشى كنكور كار مى كند بعد از چند دهه چنان اتفاقى را نفى كرده بود«.
معلم ديگرى به اسم «پاچنارى» داشته كه هر زمان او پاى تخته سياه بوده و دانش آموزان در كلاس سر و صدا مى كرده اند،  بدون نگاه كردن به پشت سر، به طرف بچه ها گچ پرتاب مى كرده و از اين طريق مى خواسته كه ساكت باشند و از شانس بد مهدى طالب، چند گچ پرتابى به سر و صورت اش مى خورد.
مهدى طالب مى گويد يك بار به سرعت جواب مسأله اى را به دست آورده و وقتى همان معلم،  برگه اش را ديده دست نوازش بر سر شاگردش كشيده است و شاگرد هم مى گويد در آن لحظه من غرق در شادى شدم.

از صالحى معلم ادبياتش در تهران هم ياد مى گويد. معلمى كه وقتى طالب به همراه مادرش به بارگاه حضرت عبدالعظيم مى رود مى بيند معلم كفشدار آنجا است و بدون تزلزل و خجل شدن، شاگردش را با گرمى و محبت صدا مى زند و احوالش را مى پرسد. معلمى ديگر به نام نعمت صالحى داشته كه شاگردش را به وادى روزنامه ديوارى تهيه كردن كشانده است و حتى كار به جايى مى رسد كه او به همراه چند نفر ديگر پنجشنبه ها و جمعه ها نه تنها براى مدرسه خودشان كه براى چند مدرسه ديگر كاغذ ديوارى تهيه مى كنند.
«
اين معلم شوق نوشتن و شايد آنچه كه باعث شد به جامعه شناسى علاقه مند شوم را در من به وجود آورد.»

او كه در زمان تحصيلش در تهران در منزل يكى از بستگانش در نزديك مدرسه يعنى در منطقه ميدان قيام اقامت داشته به علت ضعف در درس زبان انگليسى، در كنكور عمومى دانشگاه تهران كه شامل دروس زبان فارسى، معلومات عمومى و زبان انگليسى بود توفيقى كسب نمى كند.
با اتمام تحصيل در دوره دبيرستان و اخذ ديپلم، پدر كاسب اش در نهاوند از او مى خواسته به نهاوند برگردد.
«
چون مغازه را من اداره مى كردم. حتى مدتها بعد از آمدن من به تهران، پدرم از طريق نامه از من حساب و كتاب مشتريان را مى پرسيد. مهدى طالب كه مايل نبوده به نهاوند برگردد و به كار مغازه دارى بپردازد، به طور اتفاقى آگهى پذيرش دانشجوى مؤسسه تحقيقات اجتماعى ايران را مى بيند كه از روى معدل و نه با امتحان ورودى دانشجو مى پذيرفته. چهل نفر از ميان متقاضيان برگزيده مى شوند و يكى از آنها مهدى طالب بوده است و به اين صورت او به نهاوند مراجعه نمى كند ولى به هر حال، مغضوب پدر مى شود و ديگر برايش پولى ارسال نمى شود.
حدود ۶ ماه گيج و مبهوت بوده و درسهايى مانند فلسفه مى خوانده كه با روحيه او سازگار نبوده اند. اما نحوه عمل استادانى همچون دكتر غلامحسين صديقى پدر جامعه شناسى ايران و آشنايى پيدا كردن به حوزه كارى جامعه شناسى، به رشته اش علاقه مند مى شود و حتى در سال بعد هم كه در كنكور بازرگانى پذيرفته مى شود، تغيير رشته نمى دهد و تحصيلات را در همان رشته ادامه مى دهد.
«
من معتقدم كسانى كه پايه تجربى يا رياضى دارند اگر به رشته جامعه شناسى بيايند نسبت به ديگر دانشجويان موفق تر خواهند بود. چون چنين اشخاصى از منطق علمى پيروى مى كنند»
بعد از چند ماه تحصيل در رشته جامعه شناسى، در بخش تحقيقات روستايى همان مؤسسه مشغول به كار مى شود ولى حقوق نقدى به او نمى داده اند. در عوض مى توانسته نشريات مؤسسه را دريافت كند و در ضمن اخلاق فروش آن نشريات را هم نداشته است و در چنين وضعى به كارهايى از قبيل حروفچينى در چاپخانه تهران مصور روى آورده و يا كارهايى كه نياز به تخصص خاصى نداشته روى آورده و از قبل حقوق دريافتى، زندگى ساده اى را تجربه مى كرده و تا ماهها بعد همچنان مغضوب پدر باقى مى ماند.
در سال ۱۳۵۳ به عنوان كارشناس تحقيق موضوعى به استخدام رسمى مؤسسه درمى آيد و مدتى بعد و براى ۲ سال به مأموريت تحصيلى در فرانسه اعزام مى شود و قبل از عزيمت به فرانسه در انجمن ايران و فرانسه در كلاسهاى زبان فرانسه شركت كرده است.
دو سال هم مرخصى بدون حقوق مى گيرد و بعد از اتمام تحصيل در رشته جامعه شناسى به كشور بازمى گردد.
عنوان پايان نامه اول فوق ليسانس او «جامعه شناسى روستاشناسى» بوده و منابع معيشت سه روستاى ايرانى را در سه نقطه كشور و از جمله در نيشابور و خلخال كه در ايران با كمك پروفسور ژاپنى به نام موريو انو (Morio-ONO) انجام داده كامل كرده و ارائه مى كند. پايان نامه دومش در مورد تغييرات اجتماعى روستاى ابراهيم آباد نيشابور ظرف ۱۰ سال بوده است كه تحقيقات ابتدايى آن توسط او و پروفسور انو كه در ايران فرصت مطالعاتى اش را مى گذرانده انجام شده بود و مهدى طالب تغييرات ده سال بعد آن روستا را يعنى در سالهاى پس از اصلاحات ارضى مورد مقايسه قرار مى دهد.
«
تمام ساختارهاى سنتى روستا ظرف ۱۰ سال به سرعت از بين رفته بود. قبلاً مردم در يك قلعه زندگى مى كردند ولى با شروع اصلاحات، مردم در زمين هاى زراعى خانه ساخته بودند، هماهنگى و يگانگى بين افراد به هم خورده بود و برخى از زارعين با نفوذ كه احياناً با شهر ارتباط داشتند و يا با نيروهاى دولتى در ارتباط بودند، خرده بورژوازى روستا را شكل داده بودند و بنابراين هدف اصلاحات كه ايجاد برابرى و يكسانى افراد بود تحقق پيدا نكرد.

از استادان شاخص اش در فرانسه به نام لودور (Ledreau) اشاره مى كند. زمانى به فرانسه مى رود كه چند سالى از شورش دانشجويى ۱۹۶۸ فرانسه گذشته بوده و دانشجويان ايرانى و از جمله حسن حبيبى به شدت مشغول فعاليت هاى سياسى بوده اند و زمانى هم كه طالب در دانشگاه ميرال درس مى خوانده از شهر تولوز به پاريس مى آمده تا از وقايع سياسى جديد باخبر شود.
او معتقد است كه به اصطلاح «كتابى» درس نمى دهد و از استادانى هم كه صرفاً به طرح نظريات مختلف جامعه شناسان دنيا اقدام مى كنند و آن نظريه ها را به دانشجويان ايرانى و بدون تحليل خاصى از شرايط جامعه ما ارائه مى دهند گلايه دارد و مى گويد: «انگار برخى از استادان دانشگاههاى ما، غلام حلقه به گوش برخى جامعه شناسان معروف دنيا هستند».
به اين باور دارد كه ما براى بررسى اوضاع جامعه، در ابتدا بايد واقعيات و ريشه هاى مشكلات اجتماعى را بشناسيم و ضمن در نظر گرفتن نظريه هاى مرسوم دنياى كنونى، نظريه جديدى متناسب با جامعه ايران بسازيم. اين جامعه شناس مى گويد وقتى تاريخ و سرگذشت كشور را مطالعه مى كنم از اينكه در قرون اخير به جامعه ظلم و ستم شده و خصوصاً برخى از افراد داخلى هم در اين زمينه نقش داشته اند ناراحت مى شوم. مى گويد: «قبل از اينكه با هر خارجى بجنگم، از اين نوع افراد متنفر مى شوم كه دست در دست عامل خارجى گذاشته و به جامعه ظلم و ستم كرده اند»
طالب با صراحت مى گويد انتخاب كشور همانند انتخاب پدر و مادر دست آدم نيست و علاقه به وطن هم يك امر عمومى است. او با بيان اينكه ممكن است علاقه اش نسبت به بسيارى ديگر از هموطنانش به كشور بيشتر باشد، مى افزايد:
«
من فكر مى كنم هيچ انسانى نيست كه به وطنش علاقه مند نباشد. چون بالاخره انسان بايد يك شناسنامه داشته باشد و نشان بدهد به جايى تعلق خاصى دارد. من هم به كشورم عشق مى ورزم و دوستش دارم».
او در مطلبى كه با عنوان «چرا جامعه شناسى در ايران پرت است؟» توصيه به جامعه شناسان جوان دارد و مى نويسد: «توصيه اى دارم به جامعه شناسان جوان كه واقع بين باشيد و با جامعه زندگى كنيد. زبان آنها [مردم] را بفهميد. نظرات آنها را به سخره نگيريد. يا دم از دموكراسى نزنيد. زمان و موقعيت فرهنگى جامعه خودتان را خوب بشناسيد ياد بگيريد به زبان مردم حرف بزنيد. با آنها دمخور باشيد. اگر قصد
ناجى گرى را داريد لااقل اول خود شنا ياد بگیرید.»
 

محمدرضا عبدالملکیان:  از یاران و هم‌قطاران شادروان دکتر سید‍ حسن حسینی و مرحوم دکتر قیصر امین‌پور.
وی
در سال 1331 در شهرستان نهاوند متولد شد.  تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همین شهرستان ادامه داد و پس از ادامه تحصیل در رشته کشاورزی، با اخذ درجه‌ی لیسانس « مهندسی کشاورزی » در سال 1357 در موسسه‌ی مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران به کار مشغول و در سال 1363 به وزارت کشاورزی منتقل شد.
    او تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد در رشته مدیریت ادامه داد و در حال حاضر به عنوان مدیرکل دفتر آموزش‏های رسمی و حرف کشاورزی مشغول کار است. عبدالملکیان کار شعر را از دوره‌ی دبیرستان آغاز کرد و در سال 1354 نخستین مجموعه شعرش را منتشر کرد.  او طی بیش از 30 سال فعالیت شعری علاوه بر چاپ و انتشار چندین عنوان مجموعه شعر، عهده‌دار مسئولیت‏های گوناگون فرهنگی و ادبی نیز بوده است.

آثار:

همان اتاق کوچک بی‌پنجره
     مه در مه:  1354- انتشارات گام
     ریشه در ابر: 1363-انتشارات برگ
     رباعی امروز: 1363-انتشارات برگ
     ردپا ی روشن باران: 1374 - انتشارات دارینوش
     آوازهای اهل آبادی: 1374 - انتشارات زلال
     گزیده‌ی ادبیات معاصر: 1378 - انتشارات نیستان
     ساده با تو حرف می‏زنم:  1382 - انتشارات دارینوش

دکتر سياوش شايان:درسال 1333 در نهاوند متولد شد
سوابق تحصيلي:
كارشناسي: جغرافياي طبيعي- دانشگاه تبريز- 1358
كارشناسي ارشد: جغرافياي طبيعي- گرايش اقليم شناسي- دانشگاه تهران- 1366
دكتري: جغرافياي طبيعي- گرايش ژئومرفولوژي - دانشگاه تربيت مدرس- 1379
عضو هيات علمي گروه جغرافيا ، دانشكده علوم انساني ،
 كارشناس برنامه ريزي وتاليف كتابهاي درسي جغرافيا در سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي
 استاد مدعو،گروه جغرافيا،دانشگاه تهران،1370- 1382
 معاون پژوهشي دانشكده علوم انساني . دانشگاه تربيت مدرس 1383- 1384
 سرپرست دفتر امور هيات علمي ‏ دانشكده علوم انساني – 1384 تا كنون
داوري مجلات و جشنواره هاي علمي
 1-1فصلنامه پژوهشهاي جغرافيايي ، موسسه جغرافيا دانشگاه تهران
2-فصلنامه فرهنگان، موسسه فرهنگي عليمراديان
3- كتاب ماه تاريخ وجغرافيا . وزارت فرهنگ وارشاداسلامي
4-فصلنامه رشد آموزش جغرافيا، سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي
5- جشنواره بين المللي خوارزمي
6-داوري كتاب سال جمهوري اسلامي ايران
7- دستيار سردبير ، فصلنامه علمي پژوهشي مدرس علوم انساني( ويژه نامه جغرافيا)
8- سر دبير فصلنامه رشد آموزَش جغرافيا
9- عضو هيات تحريريه فصلنامه علوم زمين . دانشكده علوم زمين . دانشگاه شهيد بهشتي
10-داوري
مقالات مجله فصلنامه تحقيقات جغرافيايي . مشهد

 دکتر اردشیر خزایی: دکتر خزایی در سال1326 در نهاوند متولد شد. دوره دبستان را در آموزشگاه خسرو پرویز کنگاور، دوره متوسطه را در دبیرستانهای محمد رضا شاه پهلوی کرمانشاه، ابن سینای نهاوند و خوارزمی تهران به اتمام رساند. در سال 1350 خدمت دو ساله سربازی را در سپاه بهداشت کرمانشاه به پایان برد. سپس عازم امریکا شد و دوره لیسانس و فوق لیسانس را در رشته شیمی در دانشگاه ایالتی پیتسبورک با درجه ممتاز به پایان رساند. در سال 1356 به ایران برگشت و تا سال 1360 در دانشگاه رازی کرمانشاه به تدریس مشغول بود. در همین سال به عنوان نماینده وزیر نفت وقت (مهندس غرضی) عازم جنوب شد و تا سال 1362 در ماهشهر به عنوان عضو هیأت مدیره پتروشیمی و عضو هیـأت تجدید نظر کارکنان شرکت نفت شد. پس از بازگشایی دانشگاهها در دانشگاه شهید چمران اهواز به تدریس پرداخت.در سال 1364 با بورسیه دانشگاه اهواز عازم انگلستان گردید و موفق به اخذ دکترای تخصصی در رشته شیمی آلی پلیمر شد و ضمن تدریس مدتی در مراتب عالی اداری دانشگاهها خدمت کرد. از سال 1374 تا 1376 ریاست دانشگاه لرستان را در خرم آباد به عهده داشت. در سال 1378 جهت گذراندن دوره دکترا به دانشگاه منچستر انگلستان اعزام شد. هم اکنون ضمن تدریس در دانشگاه بوعلی سینا و ریاست آن دانشگاه از سال 1384، در انجمن شیمی و مهندسی شیمی ایران عضویت داشته و داور بین المللی ژورنال اروپایی شیمی می باشد.

رمضان یارمطاقلو:رمضان یارمطاقلو معروف به مخترع نهاوندی متولد سال 52  دارای دیپلم ریاضی وتحصیلات دانشگاهی در رشته برق می باشد.ماشین جوجه کشی نیمه اتوماتیک با ظرفیت50 عدد تخم مرغ با کارکردی مناسب،ساختن خازن کاغذی و... از کارهای دوره راهنمایی تحصیلی ودبیرستان ایشان است.از طرح های زمان دانشجویی نامبرده می توان به دو طرح عمده وبزرگ ذیل اشاره کرد.

1- طرح”New Blade Concept”(ایده پره جدید)،طرح پره جدید هلیکوپتر را در پاییز سال1376به سازمان صنایع هوایی نیروهای مسلح کشور ارایه داد،برتری کامل طرح پره جدید هلیکوپتر نسبت به پره های هلیکوپترهای امروزی در محاسبات و دلایل علمی وعملی وشکل ظاهری کاملأ مشهود می باشد،به عنوان مثال:

  •  وجود جریانهای گردابی در پره های هلیکوبترهای امروزی،عدم قدرت بالابری در نزدیکی نوک پره را به وجود می آورد.

  •  در پره های هلیکوپترهای امروزی،موقعیت نامناسب پهنای پره نسبت به محور رتور را داریم.

  • در پره های هلیکوپترهای امروزی در سرعت های بالا ما شاهد عیب"Area Of Revers Airflow" خواهیم بود که معروف به(Inversion Circle) می باشد.{در سرعتهای بالا در پرواز پیشروی، سرعتهای نابرابر در طرفین هلیکوپتر باعث « ناحیه جریان هوای معکوس » یا همان « دایره برگشتی » می شود.} و ...

البته اجرای طرح "New Blade Concept" انقلابی در صنعت هلیکوپتر سازی در دنیا ایجاد خواهد کرد که حمایت یک دولت را می طلبد.

2- طرح "Advanced Bicycle Concept" ( ایده دوچرخه پیشرفته )، طرح دوچرخه پیشرفته در پاییز سال 1377 از طریق نماینده وقت نهاوند در مجلس به وزارت صنایع ارایه شد، دوچرخه اختراعی، جدیدتر و برتر از دوچرخه های سنتی(دوچرخه های رکابی) امروزی است. و ... ناگفته پیداست که اجرای طرح مذکور انقلابی در صنعت دوچرخه سازی در دنیا ایجاد خواهد کرد که این نیز حمایت یک دولت را می طلبد.

رسانه ها و مطبوعات داخلی در مورد ایشان و بی توجهی مطلق مسؤلان قبلا" قلم فرمایی کرده اند.
 

 

محمد قاسم زاده:

تحصیلات : فوق لیسانس

ملیت : ایرانی

محمد قاسم‌زاده، متولد 18 تیر ماه 1334 در نهاوند. تحصیلات ابتدای یو متوسطه را در شهر زادگاهش گذراند، هرچند به‌خاطر شغل نظامی پدر سال‌های کودکی را در شهرهای گوناگون سپری کرد. دبستان اتحاد در نهاوند نخستین مدرسه‌ای بود که در آن درس خواند. دبیرستان‌های آریا و کوروش‌کبیر در ادامه راه جایگاه‌هایی بود که بر میز‌های آن‌ها نشست. سال 1353 دیپلم ادبی گرفت و همان سال وارد دانشگاه تهران شد. در این دانشگاه ادبیات فارسی خواند و در سال 1357 لیسانس گرفت. مدت نه سال از مهرماه 1358 تا مهر 1367 در قائم‌شهر مازندران دبیر ادبیات بود. در مهر 1364 در دانشگاه تهران، بار دیگر شروع به تحصیل کرد، باز هم در رشته ادبیات فارسی و در 1367 فوق‌لیسانس گرفت. پس از آن آموزش و پرورش را رها کرد و به وزارت فرهنگ و آموزش عالی منتقل شد. خیلی زود به چین رفت و همکاری با دانشگاه صداوسیمای پکن و بخش فارسی رادیو پکن را آغاز کرد. پس از بازگشت، در سال 1372 به مرکز تحقیقات علمی کشور رفت و تا آذرماه 1383 در این مرکز کار کرد. سپس به فرهنگستان زبان و ادب فارسی منتقل شد و هم‌اکنون در گروه ادبیات تطبیقی این فرهنگستان سرگرم کار و تحقیق است.
محمد قاسم‌زاده کار پژوهش را از سال 1367 به‌طور جدی آغاز کرد و به‌همراه گروهی تألیف فرهنگ زندگی‌نامه‌ها را آغاز کرد که جلد اول آن در 1369 منتشر شد، اما مانند هر کار جمعی به‌علت اختلاف سلیقه ناتمام ماند.

    البرز چلبي؛ گذشته، حال وآينده

شاعر، نويسنده، حقوقدان، مدرس حقوق و وكيل دادگستري

در نهاوند متولد شدم. به جهت ماموريت هاي دولتي پدر، ايام طفوليت و نوجواني را در شهرهاي ثلاث (نهاوند،ملاير، تويسركان) و سپس كرمانشاه زندگي كردم و پس از اخذ ديپلم در كرمانشاه وارد خدمت نظام شدم.پس از طي مراحل و مدارج و دوره هاي محتلف تحصيلي، در دانشكده هاي عالي نظامي به ترتيب در شهرهاي محتلف استان هاي خوزستان، كرمانشاه، همدان، تهران و لرستان توفيق خدمت در مشاغل نظامي و انتظامي را داشتم.
همزمان با ورود به دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران و تكميل تحصيلات عالي قضايي مدتي استاد دوره هاي عالي نظامي در دانشكده فرماندهي و ستاد ژاندارمري سابق بودم و  ضمن ارايه خدمات قضايي به تدريس حقوق و حقوق ورزشي در مراكز مختلف علمي و دانشگاهي مشغول بودم.

دکتر فریبرز خسروی:فریبرز خسروی در سال 1333 در نهاوند متولد گردید. دوران ابتدایی را تا کلاس پنجم در دبستان سعدی نهاوند طی کرد. از آن پس همراه خانواده عازم تهران شد. در سال 1352 در رشته ریاضی از دبیرستان پیمان تجریش فارغ التحصیل گردید. و در همان سال در رشته روانشناسی در دانشگاه پذیرفته شد. در سال 1357 لیسانس مدیریت را از دانشگاه علامه اخذ نمود. پس از فراغت از تحصیل به طور تمام وقت در مدارس شمیران به تدریس پرداخت. با وقوع انقلاب اسلامی ضمن فعالیت در جهاد سازندگی به امور فرهنگی ادامه داد. در سال 1359 در کنکور فوق لیسانس مدیریت دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شد. ولی به عللی از ادامه تحصیل باز ماند. تا اینکه در سال 1367 در آزمون ورودی همان دانشگاه در رشته کتابداری و اطلاع رسانی جزء یکی از سه نفر اول پذیرفته شدگان بود. سپس در آزمون ورودی دکترای کتابداری شرکت کرد و پس از طی دوره مزبور موفق به اخذ Ph.D گردید.

دکتر حسین داودی: حسین داودی در سال 1323 در نهاوند متولد شد. وی دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران می باشد. ایشان دوازده سال به عنوان دبیر در نهاوند و اسلام آباد غرب خدمت کرده است. همچنین هشت سال رئیس آموزش و پرورش شهرستانهای سرپل زهاب و سنقرکلیایی و یک سال مدیر کل آموزش و پرورش استان کرمانشاه بوده است. وی پنج سال در سمت معاونت دفتر برنامه ریزی سازمان پژوهش و برنامه ریزی به این مرزو بوم خدمت کرده است. دکتر حسین داودی با سمت استادیاری رتبه سیزدهم در سال 1377 بازنشسته گردید. تألیفات و تحقیقات ایشان عبارتند از: 1-ترجمه کامل و تنظیم مجدد«احادیث و قصص» 2-نجوای قلم 3-شیوه نامه تصحیح املای فارسی 4-املای غلط و غلط های املایی.

 دکتر علیرضا ذکایی: اینجانب علیرضا ذکایی در سال 1323 در نهاوند متولد شدم. پس از تحصیلات ابتدایی در نهاوند، دوره متوسطه را در دبیرستان هدف در تهران سپری کردم و در سال 1344 برای ادامه تحصیل عازم انگلستان شدم. دورهG.C.E را در سطح معمولی و پیشرفته د رکالج فنی شهر باف گذراندم و در سال 1967 به دانشگاه ساری در شهر گیلدفورد راه یافتم. در سال 1970 موفق به اخذ درجه لیسانس در ریاضیات مدرن شدم. دو سال بعد یعنی 1972 موفق به اخذ درجه فوق لیسانس گردیدم. سپس برای ادامه تحصیل در رشته ریاضی به آلمان رفتم و در دانشگاه هایدلیرگ پس از فراگیری زبان آلمانی دوره دکترای ریاضی را شروع کردم. در سال 1978 موفق به اخذ درجه دکترای ریاضی از دانشگاه هایدلیرگ شدم. رشته تخصصی اینجانب تئوری گروههای متناهی است که شاخه ای از ریاضیات محض است. در طی دوران تحصیل در رشته دکترا به تدریس ریاضی در دانشگاه هایدلیرگ پرداختم و به طور همزمان کار تحقیقاتی هم انجام می دادم. در تابستان 1357  با توجه به همه امکانات، دانشگاه هایدلیرگ را رها کردم و برای خدمت به وطن بازگشتم. هم اکنون مدت 20 سال است که در دانشکده علوم دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی به تدریس دروس ریاضی مشغول می باشم. تا به حال چند کتاب در زمینه حساب دیفرانسیل و انتگرال و همچنین جبر خطی تألیف و ترجمه کرده ام و دارای چند مقاله در مجلات داخلی و خارجی هستم.  

حاج ابوتراب مظهری:در سال ۱۳۰۲ شمسی در شهرستان نهاوند متولد شد . وی در کودکی پدر خود را از دست داد و به همراه مادرش به گذر ایام پرداخت . در ابتدای نوجوانی به فراگیری شغل خیاطی مشغول شد و نان آور خانه گشت . در جوانی مدتی به تهران هجرت و سپس به شهرستان ملایر عظیمت نمود و در آنجا ساکن گشته و مشغول به فعالیت شد . با باز شدن کلاس های اکابر به دستور رضاشاه وی به این کلاس ها رفته و مدرک اکابر را کسب نمود. با ذوق و علاقه وافر وی به ادبیات مخصوصاً شعر و مطالعه کتب اشعار مختلف در خود قریحه شعری را حس نموده و شروع به سرودن شعر نمود که بیشتر در قالب غزل اشعار خود را می سرائید. وی بیش از هزار بیت شعر سرود که حاصل این فعالیت ها چاپ مجموعه اشعار وی در سال ۱۳۸۵ بود. وی در دهم اسفند ماه ۱۳۸۵ در ملایر به دلیل ابتلا به بیماری کلیوی دیده از جهان فرو بست .

  علیرضا رمضانی:علیرضا رمضانی  متولد 1342  نهاوند محله گوشه سراسیاب با  تحصیلات  لیسانس جامعه شناسی  از  دانشگاه تهران، 21 سال ســـــابقه مدیریت در وزارت کشور و 28 سال نوکری و ذاکری اهل بیت عصمت و طهارت (ع) ، از فرماندهان جنگ. علیرضا رمضانی معروف به حاج علی ذاکرالـحســـین (ع) فرزند حاج میرزا آقا در تاریخ 1342/1/5 در تهران بیمارسـتان مولوی (فرح سابق) دیده به جهان گشود که در این سال امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامــی بعد از آنکه سرکردگان رژیم طاغوت او را گرفتند و به وی گفتند شمــا که یاری ندارید فرمودند یاران من هم اکنون در گاهواره اند و به دنیا می آیند. یعنی تولدش با انقلاب آغاز شد.
علیرضا رمضانی تحصیلات ابتدایی خود را در شهرســتان نهاوند و همچنین تحصیلات متوسطه و دبیرســــــتان خود را در این شهرســتان گذراند زیرا بعد از 15 خرداد 42 که پدرش در کسوت کاسبـی در یکی از محلات جنوب تهران مشغول بود مجبور به مهاجرت از تهران به نهاوند شد. اواخر دوره دبیرســـتان ایشـــان مصادف شد با حرکت و خروش ملت ایران در ســـال 1357 به رهـــبری امام خمینی (ره) شــــروع این انقلاب که منـجــر به پیروزی گـردیــد. هنوز 15 بهار از زندگیش نگذشـــته بود که حرکت انقلابی خود را با بکار گــیری مواد منفجره و تهیه و طراحی تصاویر امام (ره) و توزیع شبانه آن در مراکز دولتی رژیم ستم شـــاهـــی آغاز کرد. ایشــــان با عشق و علاقه ای که به اهــل بیت عصمت و طهارت علیهم الســـلام داشت از همان ابتدا به مرثیه سرایی و مدح اهل بیت و سرودن اشعار در وصف شهدای انقلاب اسلامی پرداخت و با جمعی از دوستانش پس از تشکیل پایگاه 6 شهدا به پاسداری از انقلاب نوپا برخاستند.

احسان زمانیان:احسان زمانيان در پانزدهم ارديبهشت ماه 1350 در خانواده اي مذهبي در شهرستان نهاوند به دنيا آمد.   پدرش کشاورز و مادرش خانه دار بود.    منزل پدري احسان محل اسکان روحانيون تبعيدي در زمان طاغوت و پس از انقلاب نيز اکثر امامان جماعت روستا در آنجا سکني مي گزيدند.تحصيلات ابتدائي و متوسطه خود را به عنوان شاگرد ممتاز به پايان برد و در سال 68 ديپلم رياضي و فيزيک خود را از دبيرستان ابن سيناي نهاوند گرفت.ايشان در ادامه با مدرک کارداني برق گرايش ميکرو پرسسور به عنوان کمک مهندس صداوتصوير و با امريه مقام معظم رهبري سربازي خود را در سازمان صدا وسيما به صورت تعهد خدمتي آغاز نمود.مدت 8 سال را در صداوسيماي استان سيستان و بلوچستان سپري نمود.اين مدت فرصت خوبي بود تا تجربه کاري خود را در زمينه هاي دبيري خبر، گزارشگري تلويزيون – مجري برنامه هاي زنده تلويزيوني و گويندگي اخبار راديو و تلويزيون و ساخت برنامه هاي تلويزيوني کامل نمايد. ایشان در همین مدت نیز بعنوان قائم مقام مدیر کل صداوسیما با شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی استان   سیستان و بلوچستان همکاری نمودند و به عنوان نماینده خبری استان سیستان و بلوچستان در شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی کشور توسط حجت السلام و المسلمین احمد پور معرفی شدند ایشان در همین سالها و در زمانی که حجت السلام و المسلمین محمدیان نیشابوری نماینده ولی فقیه و امام جمعه زاهدان بودند جزء فعالان ستاد نماز جمعه زاهدان بودند. ایشان پس از اخذ مهندسی برق الکترونیک در سال 78 در کارشناسی ارشد مخابرات سیستم دانشکده صداوسیما پذیرفته شدند و همزمان با راه اندازی شبکه خبر از طرف اداره کل فنی سیاسی به عنوان مدیر فنی شبکه خبر تا 2 سال ادامه فعالیت دادند پس از آن بعنوان مشاور فنی شبکه خبر و مسئول تدوین شبکه تلویزیونی خبر به مدت 2 سال دیگر و در زمان مدیریت دکتر بیابانی ادامه فعالیت دادند. از ایشان مقالات زیادی در زمینه های مختلف در نشریات و مجلات به چاپ رسیده است.   برخی سایت ها که مقالات علمی مهندس زمانیان را منتشر کرده اند: کنفرانس مهندسی رسانه، دستگاه اندازه گيري DVCA /ماهنامه دنیای مخابرات/ ماهنامه اطلاعات علمی/مقاله xmRadio، ماهنامه اطلاعات علمی /پخش باند ku، ماهنامه اطلاعات علمی/نگاهي به روش آشكارسازي منابع با استفاده از سامانه هاي جهت يابي 

دکتر حسین زمانیان:خلاصه: جناب آقای دکتر حسن زمانیان متولد 1344 در نهاوند. فارغ التحصیل دوره کارشناسی زمین شناسی از دانشگاه تبریز و کارشناسی ارشد زمین شناسی معدنی (اقتصادی) از دانشگاه تربیت معلم تهران با ارائه تز « ژنز کانسار نقره و سرب آهنگران ملایر ». ایشان با ارائه تز « Iron mineralization related to the almoughlagh - South Ghorveh Batholith, Western Iran » موفق به اخذ درجه دکتری در رشته زمین شناسی اقتصادی از دانشگاه پوناهندوستان شدند.

خلاصه ای از شرح حال علمی .... جناب آقای دکتر حسن زمانیان متولد 1344 در نهاوند. فارغ التحصیل دوره کارشناسی زمین شناسی از دانشگاه تبریز و کارشناسی ارشد زمین شناسی معدنی (اقتصادی) از دانشگاه تربیت معلم تهران با ارائه تز « ژنز کانسار نقره و سرب آهنگران ملایر ». ایشان با ارائه تز « Iron mineralization related to the almoughlagh - South Ghorveh Batholith, Western Iran » موفق به اخذ درجه دکتری در رشته زمین شناسی اقتصادی از دانشگاه پونا هندوستان شدند. حدود 15 سال است که به تدریس مشغول و عضو هیات علمی دانشگاه لرستان هستند. تا کنون 15 مقاله در سمینارهایی بین المللی و داخلی و مجلات داخلی و خارجی ارائه داده اند که تعداد 3 مقاله نیزدر ISI ثبت شده است. همچنین در سوابق اجرایی ایشان، مواردی همچون "کارشناس امور آب جهاد سازندگی استان کردستان" ، "مدیر کل امور دانشجویان دانشگاه لرستان" و " معاونت دانشجویی و فرهنگی دانشگاه لرستان" به چشم می خورد. ایشان در تاریخ 8/5/1385 از سوی ویز علوم تحقیقات و فناوری به سمت ریاست دانشگاه ملایر منصوب گردیدند .

مهندس غلامرضاسلگی:در سال 1330 در محله ته خیابان که در آن زمان گاراژ اتوتاج نامیده می شد، به دنیا آمدم. متأسفانه دو، سه ساله بودم که پدر و مادرم متارکه کردند و سرپرستی من و برادر کوچکم به مادر بزرگم واگذار شد. یکی دو سال نگذشت که مادر بزرگم هم فوت شد. در سنین هفت هشت سالگی بودم که مسئولیت سنگین زندگی را به دوش کشیدم. بالاخره با همه سختی ها دوره ابتدایی را در دبستان بدر و متوسطه رادر دبیرستان کورش کبیر در رشته ریاضی به پایان رساندم. و بلافاصله در آزمونی که بین 1400 نفر داوطلب جهت تکنسین فنی صدا وسیمای آن زمان یرگزار شد، نفر دوم شدم. مبلغ 49000 تومانی را که در مدت سه سال ذخیره کرده بودم، توشه تحصیل لیسانس در رشته الکترونیک و مخابرات و فوق لیسانس در رشته کامپیوتر در کشور فیلیپین کردم. در دیداری که پروفسور یوچی یاما (Uchiyama) از دانشگاه داشت، مرا از بین دانشجویان 64 کشور که در آنجا جمع بودند، انتخاب کرد و با خود به ژاپن برد و به پروفسور سگوشی(seguchi) که از نظر فنی از استادان برجسته بود معرفی کرد. در آنجا پایان نامه ام را تحت عنوان «سنجش اطلاعات از راه دور» که در آن تأثیر سبزینگی بر محیط زیست را بررسی می کرد به پایان بردم. با معرفی استاد سگوشی سه سال در شرکت کوبه استیل مشغول کار بودم و زمانی که دیگر چیزی برای یادگیری در آنجا ندیدم در آزمونی که شرکت بزرگ خبرگزاری رویتر برگزار کرده بود شرکت کردم و کنترل 64 سیستم بزرگ کامپیوتری را به مدت 4 سال به عهده داشتم. همچنین در رأس 14 اپراتور ژاپنی گمارده شدم. بالاخره در شرکت فدکس که بزرگترین شرکت حمل و نقل هوایی است، سمت مدیریت منطقه سه کشور ژاپن، تایوان و کره را عهده دار شدم. سرانجام پس از اینکه برایم ثابت شد که یک نهاوندی می تواند با کمترین امکانات، مدیر موفقی باشد، سرافراز به کشور عزیزم بازگشتم.

رحمان سعیدی:اینجانب رحمان سعیدی در سال 1329 در یک خانواده مذهبی در شهرستان نهاوند به دنیا آمدم. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را با اخذ دیپلم طبیعی با معدل 16/18 در سال 1348 به پایان رساندم. در سال 1349 در کنکور ورودی دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی سابق(دانشگاه علامه طباطبایی فعلی) در رشته ارتباطات پذیرفته شدم. در سال 1353 با معدل «الف» دوره کارشناسی ارتباطات را به پایان رساندم. در سال 1355 پس از خدمت سربازی در کنکورکارشناسی ارشد ارتباطات دانشکده صدا و سیما پذیرفته شدم. در عین حال به دلیل علاقه ای که به رشته حقوق قضایی دارم، همزمان در دو رشته و در دو مقطع کارشناسی(شبانه) و کارشناسی ارشد(روزانه) ادامه تحصیل دادم. در سال 1359 پس از اتمام دوره کارشناسی ارشد ارتباطات در صداو سیما در گروههای اخبار، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، معارف اسلامی و جنگ تحمیلی به عنوان مسئول، سرپرست کارگردانی، تهیه کننده، برنامه ساز و محقق مشغول به کار شدم. در سال 1364 پس از انقلاب فرهنگی و بازگشایی دانشگاهها، دوره کارشناسی حقوق را به پایان رساندم. تا سال 1368 در صدا و سیمای جمهوری اسلامی مشغول به کار بودم.در سال 1369 در کنکور بورسیه و اعزام به خارج جهت اخذ درجه دکترا در رشته ارتباطات پذیرفته شدم. در سال 1373 به عنوان عضو هیأت علمی دانشگاه شاهد مشغول به کار گردیدم. همزمان برای گرفتن پذیرش از دانشگاههای خارج اقدام نمودم.در سال 1373 پس از گذراندن دوره دو ساله موفق به اخذ پروانه وکالت پایه یک دادگستری شدم و در همان سال برای ادامه تحصیل عازم کشور هندوستان گردیدم. در سال 1377 در مدت کمتر از سه سال موفق به اخذ درجه دکترای ارتباطات شدم و به ایران برگشتم و به عنوان عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تا حال به کار ادامه داده ام.

دکتر محمد حسین سیدان:فرزند شادروان علی سیدان در سال 1312 در نهاوند متولد شد. دوران دبستان ودبیرستان را تا سوم نظام قدیم در همین شهر به پایان برد. سپس از دانشسرای مقدماتی کرمانشاه دیپلم گرفت. پس از گذراندن دوره سربازی، چند سالی در بیجار و سنندج و همچنین در منطقه 7 تهران به شغل آموزگاری اشتغال ورزید تا اینکه از مدرسه عالی ادبیات و زبانهای خارجی لیسانس و از دانشگاه ملی به اخذ فوق لیسانس نائل آمد. در آن سالها ضمن تدریس، بیشتر شایق به انجام کارهای اداری بود تا اینکه به وزارت فرهنگ وآموزش عالی انتقال یافت و در سمت مدیر کلی امور صندوق رفاه دانشجویان تا هنگام بازنشستگی به کار مشغول بود. از آن پس با ادامه مطالعات از دانشگاه پنجاب لاهور پاکستان موفق به اخذ دکترای ادبیات گردید. در سالهای اخیر هفته ای چند ساعت در واحد شمال و جنوب دانشگاه آزاد تدریس می کرد تا اینکه متأسفانه چند سال قبل بر اثر سکته مغزی از کار بازماند و عاقبت قلب پر تپشش که سرشار از شور زندگی بود در صبح هفتم اسفندماه 1377 از حرکت باز ایستاد. آثار قلمی او عبارتند از: 1-تصحیح و مقابله دیوان اشرف مازندرانی 2-تصحیح و مقابله دیوان وحشی بافقی 3-مقدمه ای بر دیوان حافظ 4-مقدمه ای بر رباعیات خیام 5-مقدمه ای بر دوبیتی های باباطاهر 6-مقدمه ای بر دیوان شمس 7-بررسی سرگذشت و شعر میرزاده عشقی 8-بررسی افکار وعقاید ایرج میرزا.

علی سیف: خلاصه: علي سيف متولد سال 1343 در نهاوند و دانش‌آموخته فيلمبرداري با درجه ليسانس و پژوهش هنر با درجه فوق ليسانس است. او مدير توليد و دستيار كارگردان مستندهاي راز دريا و حكايت آهن، منتقد و سردبير ماهنامه فرهنگ و سينما

علي سيف متولد سال 1343 در نهاوند و دانش‌آموخته فيلمبرداري با درجه ليسانس و پژوهش هنر با درجه فوق ليسانس است. او مدير توليد و دستيار كارگردان مستندهاي راز دريا و حكايت آهن، منتقد و سردبير ماهنامه فرهنگ و سينما(1371)، كارشناس فرهنگي بنياد سينمايي فارابي (1372) سردبير و نويسنده راديو پيام (1373)، مدير اجرايي طرح و برنامه شبكه سراسري صدا(1374) و مدير طرح و برنامه شبكه دو سيما(1374) و مدير گروه ورزش و مسابقات شبكه دو سيما(1376) بوده است. او از سال 1379 تاكنون رياست دفتر و مشاور اجرايي شبكه اول سيما و مديريت روابط عمومي اين شبكه را بر عهده دارد .

دکتر عبدالله شهبازی: در سال 1337 در محله گلشن نهاوند متولد شد. پدرش استاد علی اکبر شهبازی است که به حرفه بنایی اشتغال دارد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در نهاوند گذراند. بعد از قبولی در رشته پزشکی دانشگاه اصفهان ادامه تحصیل داد و بعد از اتمام تحصیلات در نهاوند مشغول به کار شد.

دکتر محمد علی شیرخانی: در چهارم مرداد 1335 د رنهاوند در خانواده ای فرهنگی متولد شدم. تا کلاس دوم در دبستان پهلوی نهاوند درس خواندم و سپس برای مدت 4 سال همراه خانواده ام به عراق رفتم و در آنجا در مدرسه علوی نجف ادامه تحصیل دادم. پس از بازگشت به ایران پدرم به تهران منتقل شد ومن در تهران کلاسهای دوره دبیرستان را طی کردم. سپس وارد دانشگاه شدم و در رشته اقتصاد موفق به اخذ مدرک لیسانس گردیدم. بلافاصله با گذراندن امتحان اعزام دانشجو به خارج برای ادامه تحصیل به ایالات متحده رفتم. در امریکا ابتدا فوق لیسانس اقتصادو بعد فوق لیسانس علوم سیاسی را تمام کردم و بالاخره دکترای علوم سیاسی را با تخصص اقتصاد سیاسی بین الملل به پایان بردم. در مدت اقامتم در امریکا در چند دانشگاه تدریس می کردم. در ایران از سال 1373 تاکنون به عنوان عضو علمی دانشگاه تهران دروس علوم سیاسی، اقتصاد سیاسی بین الملل، مقایسه نظام های اقتصادی ونظام نوین اقتصادی را در دوره های دکترا و فوق لیسانس و دروس مسائل اقتصاد سیاسی نفت ایران و مسائل اقتصاد سیاسی جهان سوم را در دوره لیسانس تدریس کرده ام.

 

احمد ظفری: احمد ظفری در دوم فروردین ماه 1334 در یکی از از روستاهای نهاوند به نام کرک سفلی متولد شد. پدرش کدخدای ده و مباشر چندین روستای متعلق به ظفر السلطان بود. در ضمن خانه کوچکی هم در شهر داشت. احمد دوره ابتدایی را در دبستان باباطاهر نهاوند گذراند. دوره متوسطه را هم در دبیرستان ابن سینا به پایان برد. در 1357 موفق به اخذ لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی نائل آمد و چون علاقه وافری به شغل معلمی داشت، به استخدام آموزش و پرورش در آمد و مدت پنج سال در آمل به خدمت مقدس معلمی پرداغت. هم اکنون در دبیرستان های تهران انجام وظیفه می نماید. در کنار تدریس به کار ترجمه هم مشغول است.

علی عبدالملکی:عبدالملکی در سال 1345 در شهرستان نهاوند متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان بدر شروع کرد. دوره راهنمایی روزگار، بازی نغز و دلنشین خود را آغاز کرد و او را در محضر آموزگاری دلسوز به نام زنده یاد«ترکاشوند» قرار داد که با راهنمایی های پدرانه استعداد او را د رفن انشاء و نامه نویسی در یافت و مورد تشویق قرار  داد که سرانجام به روزنامه نگاری ختم گردید. او در سال 1366 وارد مرکز تربیت معلم شهید رجایی همدان شد و پس از چند سال معلمی در روستاهای نهاوند، تحصیل در رشته علوم ارتباطات اجتماعی با گرایش روزنامه نگاری در دانشگاه علامه طباطبایی تهران را برگزید. عبدالملکی در همان اوان تحصیل آموزه های دانشگاهی خود را در رشته رووزنامه نگاری با کار تجربی در نشریات کثیرالانتشار در هم آمیخت، با این امید که در زادگاه خویش بنیانگذار یک کار فرهنگی بزرگ باشد و بدین ترتیب فردای نهاوند را در دی ماه 1378 در حالی که شعار «پرسش حق مردم است» بر تارک آن می درخشید متولد شد و به جمع جراید کشور پیوست. او اینک در مقطع کارشناسی ارشد مشغول تحصیل است.

حبیب علیان:خلاصه: آقاي حبيب عليان متولد 1342 روستاي چولك شهرستان نهاوند است . وي در سال 1364 به صورت آكادميك نقاشي را شروع نمود و از سال 1369 درمحضر استاد بزرگوار جناب آقاي احمد وكيلي كه چگونه نقاش بودن را آموخت ، شاگردي كرد. هم‌زمان تحصيلات خود را در رشته‌ي هنر گرايش نقاشي ادامه داده و موفق به اخذ مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد از دانشگاه تهران شد.

 آقاي حبيب عليان متولد 1342 روستاي چولك شهرستان نهاوند است . وي در سال 1364 به صورت آكادميك نقاشي را شروع نمود و از سال 1369 درمحضر استاد بزرگوار جناب آقاي احمد وكيلي كه چگونه نقاش بودن را آموخت ، شاگردي كرد. هم‌زمان تحصيلات خود را در رشته‌ي هنر گرايش نقاشي ادامه داده و موفق به اخذ مدرك كارشناسي و كارشناسي ارشد از دانشگاه تهران شدم. عاليت‌هاي هنري : شركت در اولين و سومين نمايشگاه دوسالانه نقاشي . شركت در مسابقه سراسري پارك قيطريه و جزء برگزيدگان مسابقه . شركت در چندين نمايشگاه گروهي

دکتر منصور فهیم:دکتر فهیم(ذوالفقار بیگی) در سال 1325 خورشیدی در محله راسته میرزا آقا متولد گردید. دوران ابتدایی را در دبستان سعدی و متوسطه را در دبیرستان ابن سینا به پایان برد. درسال 1344 وارد نیروی هوایی شد و پس از طی دوره دو ساله فنی برای کارآموزی به آمریکا اعزام شد. با اخذ مدرک فوق ذیپلم کمک مهندسی به ایران برگشت و ضمن انجام وظایفی که در محیط نظامی بر عهده داشت به تحصیلات خود ادامه داد. در سال 1352 مدرک لیسانس مترجمی زبان انگلیسی را از مدرسه عالی ترجمه دریافت کرد. در سال 1355 به درخواست خود از نیروی هوایی کناره گرفت. دو سال بعد موفق به اخذ فوق لیسانس زبان شناسی همگانی از دانشگاه تهران شد. موضوع پایان نامه ایشان در این مرحله «بررسی افعال گویش نهاوندی» بود. در همان سال(1357) در دانشگاه ابوریحان استخدام گردید. پس از ادغام دانشگاه ابوریحان با چندین دانشکده و مدرسه عالی و بوجود آمدن دو مجتمع دانشگاهی علوم و مجتمع ادبیات و علوم انسانی ایشان به عنوان عضو هیأت علمی و عضو هسته آموزشی و معاونت پژوهشی دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی انتخاب گردید. مجتمع ادبیات و علوم انسانی چند سال بعدبه دانشگاه علامه طباطبایی به عنوان بزرگترین دانشگاه علوم انسانی ایران تغییر نام یافت. دکتر فهیم با پشتکار و جدیت بسیار در سال 1373 از دانشگاه آزاد (مرکز تحقیقات عالی تهران) موفق به اخذ درجه دکترا در رشته آموزش زبان شد.

مرحوم لاله زار: مرحوم لاله زار بزرگ خانواده حکیمیان بود او علاوه بر طب سنتی که سینه از نسل هایی قبل از خود به ارث برده بود . در اول جوانی به همدان رفت ودر تنها بیمارستان ان شهر به فراگیری علوم جدید پزشکی پرداخت و اولین کسی بود که با عنوان رسمی در نهاوند به طبابت مشغول گردید.حرفه پزشکی تا سالیان متمادی یعنی تا حدود سال 1340 خورشیدی در اختیار این خوانواده و برخی دیگر از یهودیان بود. فرزندان بزرگمرحوم لاله زار موسی وداوود بودند. به طوری که دکتر امیر حکیمیان میگویند .هنگامی که موسی و داوود دوره دبستان را تمام کردندپدر انها را به همدان فرستاد بعد از اخذ دیپلم جهت ادامه تحسیل در رشته پزشکی انان را روانه تهران نمود .هر دو برادر پس از طی مدارج علمی جهت خدمت عازم شهر خود شدند .چندی پیش از اقای خسرو حاکمیان فرزند دکتر موسی که اینک ساکن امریکا است درخواست شد مختصری از زندگی پدر خود را بنویسند ایشان در پاسخ چنین نوشته اند:"دکتر موسی حکیمیان در ابان ماه سال 1295 خورشیدی در شهرستان نهاوند متولد گردید،پدرش حکیم الازار معروف به دکتر لاله زار ،فرزندحکیم ابراهیم،فرزند حکیم موسی فرزند حکیم مراد بود.مادرش زری حکیمیان فرزند حکیم اسماعیل طبیبیان بود.دکتر موسی تحصیلات ابتدایی را در دبستان جدیدالتأسیس اتحاد نهاوند به پایان رساند.سپس در سن سیزده سالگی همراه برادر کوچک خود {دکتر داوود }بنا به دستور پدر در دبیرستان الیانس همدان به تحصیل مشغول گردید.پس از اخذ دیپلم ،در دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت .در یال چهارم تحصیل پدر خود را از دست داد و سر پرستی خوانواده را به عهده گرفت. در سال 1320 خورشیدی به خدمت سربازی اعزام گردید و مدت دو سال به عنوان پزشکی در ارتش انجام وظیفه نمود، از ان پس به نهاوند برگشت و در اختیار همشهریان خود بود.ایشان علاوه بر حرفه پزشکی نسبت به دیگر خدمات کوشا بود،ازجمله در انجمن شهر به عنوان یکی از دوازده نفرهیأت رئیسه شیر و خورشید سرخ عضوییت داشت. همچنین وی دو دوره به عنوان دبیر انجمن حمایت از زندانیان انتخاب گردید که  اعضای ان عبارت بودند :از فرماندار ،دادستان رئیس شهربانی .در تمام مدتی که در نهاوند بود برای ارتقای سطح بهداشت عمومی،مراکز اموزشی را مورد مراقبتهای پزشکی قرار می داد و ماهی چند بار مدارس ابتدایی و متوسط را سر کسی مینمود و به طور رایگان بیماران را ملاعجه میکرد. سر انجام بعد از بیست سال طبابت در نهاوند عازم تهران گردید و در مطب خود در شمال دانشگاه پزیرای بیماران بود جالب این بود که مطب ایشان همواره از بیماران نهاوندی ملایری و تویسرکانی حتی کرمانشاهی پر بود . مرحوم پدرم در سال 1987 میلادی برای معالجه و دیدار فرزندان به امریکا امد  و سرانجام در اوریل 1995 در شهر لوس انجلس دار فانی را وداع گفت وعده زیادی از ایرانیان برای ادای احترام در مراسم خاک سپاری و ختم وی شرکت کردند. ایشان در پایان نامه نوشته اند :پدر همواره این بیت عرفی شیرازی را تکرار میکرد و ان را شعار زندگی خود قرار داده بود .

" چنان بانیک وبد سرکن که بعد از مردنت عرفی              مسلمانت به زمزم شوید وهندو بسوزاند"

 نویسنده خاطرات خوبی از چهره گشاده و لبان خندان دکتر دارد به طوری که دست محبت او را هنوز هم بر سر خود احساس می کند .مطب او همواره پر بود از بیماران به ویژه بیماران روستائی که الاغ خودراهم اغلب همراه داشتن و به درخت جلوی مطب می بستند. مرحوم دکتر شخصأ با روی خوش همه را ویزیت می کرد و به همان شیوه قدیم سرنگ را روی ظرف مخصوص الکلی می جوشانید و امپولها را خود تزریق می نمود . مبلغ ویزیت معیار معینی نداشت بین پنج تا بیست ریال بود  روستائیان بیشتر تخم مرغ، ماست پنیر و روغن همراه داشتند . چنان چه حس میکرد بیماری حتی توان پرداخت مبلغ نا چیز را ندارد او را مجانی ویزیت میکرد . خدایش رحمت کند.

بدون شک این چند سطر بیانگر شخصیت واقعی دکتر نیست. او پزشکی انسان دوست بودکه تمام توان خود را در تخفیف آلام دردمندان قرار داده بود. بارها دیده می شد چنانچه از وضع بیماری در هر گوشه شهر اطلاع می یافت درحالیکه کیف مخصوص خودرا در دست داشت، باپای پیاده به یاری او می شتافت. برخورد مناسب، روی خوش، خنده ای که همواره بر لب داشت، نه تنها در روحیه بیمار اثر درمانی می نهاد، بلکه اطرافیان را هم شاد و امیدوار می کرد. فرزندان دیگر دکتر لاله زار: دکتر داود، دکتر سعید، دکتر مراد و دکتر امیر حکیمیان هستند. همچنین یاد می کنیم از خانم دکتر عزت، دختر ایشان که تخصصش در رشته مامایی، و بسیار دادرس بود. نوه های لاله زار عبارتند از: دکتر ثریا، دکتر کتایون، دکتر نادر، دکتر امان الله، دکتر کامران، دکتر نوید، دکتر روزبه، دکتر شاهین، دکتر بهروز، دکتر شهباز حکیمیان.

دیگر پزشکان یهودی نهاوندی: دکتر یحیی، دکتر کاشانی، دکتر بروخیم، دکتر کاشانچی، دکتر یوسف امین فرزند صیون نوه حاج یوسف حکیم. دکتر نعمانی، دکتر پرویز طبیبیان، دکتر مبوراخ فرزند شکرالله، دکتر روفئیم نوه حاج ابراهیم روفئیم، دکتر بهروز کاشانچی نوه حاج آشور، دکتر بابک نیا (گیلانی) نوه حاج الیاس، دکتر امیر ابراهیمیان پسرعموی دکتر موسی.

آروینا آلاس مسعودی: اروينا آلاس مسعودي هستم، قبلاً دين و مذهب من مسيحي بود و اكنون مسلمان وابسته شيعه هستم و پس از اينكه مسلمان شدم نامم به فاطمه تبديل شد و فاميلي مسعودي كه از نام فاميلي همسرم دكتر غلامرضا مسعودي است، گرفته شده است.
در كانادا متولد شدم و براي ادامه تحصيلاتم به كشور فيليپين رفتم. ابتدا در دانشگاه بزرگ فيليپين مشغول به تحصيل شدم و در همان ايام با دكتر غلامرضا مسعودي (تبعه ايران) آشنا شدم.
رفتارها و آداب و سنن، ادب حضور در كلاس و برخورد با ساير دانشجويان و اساتيد، مورد توجه قرار دادن مباني و اصول و اخلاقي دكتر مرا تحت تاثير قرار داد و همين‌ها باعث شد كه به همديگر علاقه‌مند شويم.
دكتر مسعودي شرط ازدواج با من را مسلمان شدن من و البته شيعه شدن من قرار داد. بعد از شيعه شدن با مطالعه نهج‌البلاغه، قرآن، كتاب دعاي امام سجاد (صحيفه سجاديه) و بسياري كتب و منابع ديگر متقاعد شدم كه همانا اسلام برترين دين است.
پس از ازدواج با دكتر به ايران آمديم. دكتر مرا به شهرستان نهاوند زماني كه جنگ بين ايران و عراق بود، آورد.
روزهاي سخت و دلهره‌آوري بود. آن هم براي من كه تازه مسلمان شده بودم همه چيز جديد بود. همه چيز در ابتدا عجيب و غريب به نظر مي‌رسيد شايد اگر مسلمان نبودم بسياري از فداكاري‌هاي اين مردم برايم قابل هضم نبود اما هرچه بود، قشنگ بود. احساس تكليف مي‌كردم و همين باعث شد كه استوار بمانم و نلرزم حتي براي يك لحظه.
بعد از انقلاب نيز در سال‌هاي 64 و 65 و 66 دكتر غلامرضا مسعودي به عنوان پزشك لشكر انصارالحسين (ع) در جبهه‌هاي جنوب و غرب مرا تنها گذاشت و در آنجا مشغول خدمت شد، و بعد هم به عنوان تك پزشك كشور در عمليات مرصاد مجروحين را مداوا ‌كرد. البته همين اخلاص دكتر كه شبيه يك حس رقابت يا علاقه ... هرچه اسم آن را مي‌گذاريد باشد، باعث شد كه من نيز بيكار ننشسته و در پشت جبهه خدمت كنم و به صورت يك روز در ميان بعدازظهر در درمانگاه سپاه به صورت رايگان بيماران را ويزيت كنم.
هم‌اكنون هم كه 25 سال از حضور من و همسرم در ايران و شهرستان نهاوند مي‌گذرد با كميته امداد امام خميني (ره) و هلال‌احمر از بدو ورود تاكنون و نيز اداره بهزيستي به مدت 11 سال همكاري رايگان داشته و داريم و پس از اينكه اين نهاد داراي دفترچه شد باز هم حق فرانشيز را نمي‌گيريم و خوشحاليم از اينكه در خدمتگزاري به مردم نهاوند لااقل حرف كوچكي براي گفتن داريم.
من نهاونديان را همشهريان خود بلكه بالاتر هموطنان و خواهران و برادران ايماني خود مي‌دانم و صادقانه خوشحالم از اينكه خدمتگذار اين قشر دلسوز، مهربان و مهمان‌نواز هستم.
مشكلات ورود وي به ايران: مشكلات هميشه هستند اما شايد يكي از بزرگترين مشكلات من زبان فارسي بود و نيز محيطي كه هيچ آشنايي با آن نداشتم و جا دارد از همسر تلاشگرم كه به چهار زبان زنده دنيا يعني: انگليسي، عربي، فيليپيني و اسپانيايي تسلط دارد و كمك بزرگي براي من بود، تشكر نمايم چرا كه باعث شد درخت زندگي‌ام ثمرات خوبي داشته باشد.
ثمره زندگي خود و دكتر مسعودي: پسرم حامد، در رشته دندانپزشكي مشغول به تحصيل است و دخترم مژگان در رشته پزشكي در حال تحصيل است و هر دوي آن‌ها در دانشگاه فيليپين حضور دارند كه براي دوره (proper)
راهي كانادا خواهند شد.

 در پايان: از خدا مي‌خواهم كه تمام تلاش‌هاي من و همسرم را كه در جهت رضا و قرب الهي بوده است از ما قبول كند و مردم شريف نهاوند از ما راضي بوده و همواره دعاي خيرشان بدرقه راهمان باشد.

علی مصباح: علی مصباح در دوم فروردین 1344 در روستای برزول نهاوند در خانواده ای کشاورز دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در دبستان جامی و راهنمایی را در آموزشگاه توانای روستا به پایان برد. بعد از پیروزی انقلاب، همراه خانواده به شهر کوچ کرد و دوره متوسطه را در دبیرستان شهدای الفتح گذراند. در سال 1362 جهت تحصیلات علوم دینی به حوزه های علمی آشتیان و قم روی آورد و نزد اساتید حوزوی، شاگردی کرد. نامبرده علاوه بر تحصیلات حوزوی، موفق به اخذ مدرک کارشناسی از دانشگاه رازی کرمانشاه شد.

دکتر نعمت الله متین: در سال 1329 در نهاوند دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و توسطه را در نهاوند ادامه داد. در سال 1350 موفق به اخذ دیپلم طبیعی شد. بعد از اخذ دیپلم راهی سربازی شد. سپس در آزمون اعزام دانشجو به خارج شرکت کرد و پذیرفته شد. در سال 1358 از دانشگاه پوناء هندوستان موفق به اخذ لیسانس اقتصاد گردید. سپس به مدت سه سال در آموزش و پرورش نهاوند به عنوان دبیر رسمی به کار تدریس ادامه داد. وی در سال 1364 موفق به دریافت کارشناسی ارشد از  دانشگاه ایندور هندوستان در رشته اقتصاد شد. و در سال 1372 مدرک دکترای خود را در از دانشگاه اورنگ آباد بمبئی هندوستان دریافت نمود. ایشان هم اکنون به عنوان عضو هیأت علمی و معاون پژوهشکده تعلیم و تربیت وزارت آموزش و پرورش مشغول کار است.

دكتر ناصر ميرسپاسي

متولد 3/3/1313 در شهرستان نهاوند

اخذ كارشناسي ارشد مديريت دولتي از دانشگاه تهران 1350

اخذ دكتري مديريت دولتي از دانشگاه امريكن (واشنگتن دي ـ سي)

مرتبه دانشگاهي: استاد كامل

مشاغل حرفه اي و دانشگاهي:

عضو هيئت علمي، رئيس دانشكده مديريت و اقتصاد و مدير گروه مديريت دولتي واحد علوم و تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي

سرپرست گروههاي مديريت دانشكده مديريت واحد تهران مركزي دانشگاه آزاد اسلامي

سردبير مجله اقتصاد و مديريت دانشگاه آزاد اسلامي

عضو هيئت تحريريه مجله مديريت شهري

عضو هيئت تحريريه مجله مطالعات دفاعي استراتژيك

رئيس سابق انجمن علوم مديريت ايران (دو دوره)

رئيس هيئت مديره موسسه بين المللي مديريت نوآور

طراح طبقه بندي مشاغل (با مجوز وزارت كار و امور اجتماعي)

فهرست كتب تاليف و ترجمه شده:

كتب تاليف شده:

   ـ كتاب مديريت استراتژيك منابع انساني و روابط كار. (چاپ بيست و چهارم)

   ـ كتاب مديريت منابع انساني و روابط كار تمرين و مقالات. (چاپ دوم)

كتب ترجمه شده:

ـ مديريت فرهنگ سازمان. (به اهتمام خانم پريچهر گرجي) تأليف: استانلي ديوس

امین بحیرایی:

نام:امين
خانوادگي نام:بحيرايي
نام پدر : احمد
شماره شناسنامه:يک
صادره از : نهاوند
متولد: 1345 . عضو هيات علمي دانشکده دامپزشکي ، دانشگاه رازی

   •مدارک تحصيلي :
 
دکتراي حرفه اي دامپزشکي از دانشگاه تهران 1370
 
دکتراي تخصصي(Ph.D ) علوم تشريحي(آناتومي ، بافت شناسي ،جنين شناسي) از دانشگاه شهيد چمران اهواز 1385

رضا جعفری:خلاصه: رضا جعفری در سال 1348 در نهاوند متولد شد. کار سینما را با ساختن فیلم‌های مستند و داستانی برای تلویزیون شروع کرد. از سال 1361 فعالیت هنری خود را در سپاه پاسداران و نیروی مقاومت بسیج ادامه داد و چند فیلم مستند جنگی را کارگردانی کرد.

رضا جعفری در سال 1348 در نهاوند متولد شد. کار سینما را با ساختن فیلم‌های مستند و داستانی برای تلویزیون شروع کرد. از سال 1361 فعالیت هنری خود را در سپاه پاسداران و نیروی مقاومت بسیج ادامه داد و چند فیلم مستند جنگی را کارگردانی کرد. پس از دستیاری کارگردان در چند فیلم، در سال 1373 اولین فیلم بلند سینمایی خود را به نام «منطقه ممنوع» ساخته است.      

خالق شاهرخی:

جوان 26 ساله نهاوندي با تشويق دوستان و استعداد بالقوه و درك آناتومي انسان و حيوانات كار مجسمه‌سازي را آغاز كرد.

خالق شاهرخي كه از كودكي نقاشي با رنگ روغن به سبك رئال را آغاز كرده بود با استعداد سرشار خود و راهنمايي برادرش جايگاه ويژه‌اي در بين هنرمندان استاني باز كرد و پس از چندي توانست آثارش را در كشورهاي عربي به فروش برساند. او در حين نقاشي هنر نقش فرش را نيز فراگرفت و با پشتكار به يكي از بهترين طراحان و نقاشان نقش فرش استان تبديل شد.

شاهرخي در سن 26 سالگي به دليل بيماري قند خون ابتدا كم‌بينا شد و پس از مدتي به طور كامل بينايي خود را از دست داد، اما با اعتماد به نفس زندگي هنري خود را دوباره آغاز كرد.
او ابتدا به نواختن ساز ني مبادرت كرد، اما به دليل نگراني از مشكلات اقتصادي و با هدف برطرف كردن مشكلات مالي، هنر مجسمه‌سازي را آغاز كرد.
شاهرخي
مي‌گويد: وسايل اوليه را طراحي كرده و ساخت مجسمه‌ها را به شكلي نو وابتكاري از پود كاغذ و چسب چوب و پودر نشاسته مي‌سازم.
او با اشاره به اينكه اكنون در اتاقي كوچك از خانه پدري آثارش را خلق مي‌كند، افزود: اگر سرمايه و امكانات داشته باشم، مجسمه‌هايي خواهم ساخت كه كمتر مجسمه‌ساز بينايي توان ساخت آن را داشته باشد.

عبدالباقی نهاوندی: عبدالباقی (باقی) شاعر و نویسنده قرن دهم هجری فرزند آقا بابا چولکی است. در سال 978 در قریه چولک 9 متری شهر نهاوند متولد شد. وی در جوانی به کسب علوم متداول زمان پرداخت و نام خود را زمره دانشوران این مرز و بوم به ثبت رسانید. آثاری که از او به جا مانده چه نظم و چه نثر گواه این معنی است. از سخن تقی اوحدی چنین بر می آید که چشمان او را نقصی بوده است. ملا عبدالباقی در دوران وزارت برادرش آقا خضرا در کاشان و حکمرانی پدرش در همدان، بسطام، سمنان، دیلمان، لاهیجان، گیلان، بوانات فارس، یزد و ابرقو(ابرکوه) به کارهای حکومتی اشتغال داشته است. بع از فوت پدر وزارت همدان به او پیشنهاد می شود ولی نمی پذیرد و به کاشان نزد برادر می رود. به رعیت نوازی که به قول خود بدایع و دایع حضرت آفریدگارند مشغول می شود و اهل استعداد آن ملک مانند حکیم رکن الدین مسعود مسیحی، خدام میرزاابوتراب ترکمان، مولانا حاتم، فهمی، شعوری، کسری، امیر رفیع الدین حیدر معمایی، امیر تقی الدین محمد تذکره نویس کاشی، ملک طیفور، ملا حیرتی را مورد توجه قرار می دهد. بعد از کشته شدن برادر، شاه عباس او را به جانشینی برادر حکم می کند ولی مفسدان و سخن چینان او را هم به حال خود رها نمی کنندو چنان عرصه را بر او تنگ می نمایند که به سوی هند عزم ترک وطن می نماید. چرا که هند در آن روزگاران قبله شاعران و هنرمندان محسوب بود. ملا باقی در همان دیار به سال 1024ه.ق درگذشت. کتاب تاریخ مآثر رحیمی که تاریخ رجال عهد مؤلف و شرح حال سلاطین قراقویونلواست ، در سال 1025 توسط این مورخ نهاوندی نگاشته شده است.

آقابابا نهاوندی: نامش آقابابا و تخلصش مدرکی است. وی پدر ملاباقی مؤلف مآثر رحیمی است. آقا بابا از وزرای بزرگ و صاحب منصبان عالیقدر دوره صفوی بوده است. وی در علم دفتر و سیاق و حساب وقوفی تمام داشت چنان که اهل آن ملک سخنان او را دستورالعمل می دانستند و در شعر هم دستی داشت که متأسفانه اشعار زیادی از مدرکی به جا نمانده است.

آقا خضرا: آقا خضرا پسر آقابابا از وزرای دوره شاه عباس بزرگ است. هنگامی که شاه، گیلان را به تصرف در آورد آقا خضرا حاکم گیلان شد. بعد به حکمرانی همدان منصوب گردید. سپس چون لیاقت و امانت داری خود را نشان داد در سال 1000 هجری به وزارت کاشان برگزیده شد. او همچنین حکومت خوزستان و ساوه را نیز به عهده داشته است. این وزیر با کفایت مدت 20 سال حکومت شهرهای مذکور را با اقتدار تمام اداره کرد. او در مدت وزارت خود به کاشان و کاشانیان خدمات بسیار کرد و آبادانی بسیار نمود. ولی با این همه خدمات، شاه مستبد صفوی قدر وزیر با کفایت را ندانست. آقا خضرا در سال 1016ه.ق هنگامی که شاه سفری به کاشان داشته گویا با اشاره شاه به قتل رسیده است.

      شیخ اسماعیل بن حمید نهاوندی معروف به درویش: شیخ اسماعیل نهاوندی معروف به درویش شخصی فاضل،  فقیهی عالم، شاعری توانا و خطیبی معروف بودکه در اواخر قرن یازدهم هجری در نجف متولد شده. علت اینکه او و فرزندانش ملقب به درویش شده انداین بوده که پدرش حمیدبه صورت و هیأت درویش از نهاوند به نجف رفته و در جوار بارگاه حضرت امیر(ع) اقامت گزیده، خود و فرزندانش به عنوان خادم به خدمتگزاری مشغول بوده اند. شیخ اسماعیل علاوه بر فضل و دانش و فقاهت، شاعری توانا بود. اشعار او به عربی است. شعرای بزگ نجف به مجالست و مصاحبت با او افتخار می کردند.

     برجیس نهاوندی:استاد حسن فرزن علی اکبر و متخلص به برجیس در سال 1300 هجری قمری در سراب «کهمو» در دامنه کوه گرین نهاوند متولد شد و در سال 1345ه.ق. در نهاوند درگذشت. این صنگتعر شاعر شاعر که از طایفه ونایی (شاهرخ) است در جوانی به شغل مسگری روی آورد و همزمان در محضر استادان و شاعران نهاوند به کسب علوم دینی و ادبی پرداخت. وی در علم نجوم نیز بهره داشت، ضمن اینکه از خط زیبایی برخوردار بود. از برجیس نهاوندی شرح حال و دیئان مستقلی در دست نیست. نم.نه هایی از اشعار او که عمدتاً قصیده هستند از یک جنگ خطی که آقای هوشنگ شاهرخی به همراه این شرح حال مختصر در اختیار این فصل نامه گذاشته اند استخراج شده است که بدین وسیله از ایشان قدردانی می شود. این اشعار بیشتر در منقبت پیامبر (ص) و مدح و رثای عترت پیامبر (ع) است. از چند ماده تاریخ وی که برای فوت شدگان معاصر خود گفته و زمینه جنگ خطی یاد شده است سالهای 1330 و 1335 استخراج می شود که تأییدی بر سال و لادت و وفات وی (1300 تا 1345) است. بخشی از یک کتاب مثنوی به سبک حماسه های مصنوع نیز در این مجموعه به طور ناقص ملاحظه می شود. سبک شعری برجیس، بازگشت به سبک های خراسانی و عراقی است. نقاط و اصطلاحات نا مأنوس در اشعارش کم نیست. از صور خیال، بیش و کم بهره گرفته است و در مجموع شاعری متوسط است با نو آوری هایی در لغات در ترکیبات و صنایع بدیعی.

تا کی ایدل به هوسناکی این دیر سپنج           دایم از حسرت بیهوده شوی در غم و رنج

خبرت نیست که ثعبان شده مستحفظ گنج       به ترازوی تفکر ز خود این نکته بسنج

که هوسهای جهانی همگی منعدم است       جیش آمال تو از هر طرفی منهزم است

جنيدنهاوندي(بغدادي)                                                                                                                                عارف شهیر      ابوالقاسم جنيد، پسر محمد نهاوندي در نهاوند متولد شد از مشایخ بزرگ تصوف در قرن سوم هجري است. وي در الهيات نيز تبحر داشته و براي نخستين بار به ايراد خطابه و بحث درباره تصوف پرداخته و به "تاج العارفين" و "استاد الطريقة" معروف شده است. تلاش او در تطبيق اصول تصوف با قواعد کتب و سنت اسلام شهرت دارد. مرگ او را به سال 297 يا 298 هجري در سن 91 سالگي در بغداد نوشته اند، ولي در مجمل فصيحي واقعه مرگش به سال 277 هجري ثبت شده است.

از سخنان اوست:بالاترين خوشي تفکر درباره وحدت اوست. تصوف مي گويد که انسان بايد در خدا بميرد و با او بسر برد. صوفي بايد مانند زمين پايمال شده و يا ابر پر باران باشد. تصوف يعني گسيختن ارتباط از هر چيزي که غير از خداست. قسمت دروني صوفي خدا، و قسمت بيروني او انسانيت است.

حاج ابوتراب مظهری:در سال ۱۳۰۲ شمسی در شهرستان نهاوند متولد شد . وی در کودکی پدر خود را از دست داد وبه همراه مادرش به گذر ایام پرداخت . در ابتدای نوجوانی به فراگیری شغل خیاطی مشغول شد و نان آور خانه گشت . در جوانی مدتی به تهران هجرت و سپس به شهرستان ملایر عظیمت نمود و در آنجا ساکن گشته و مشغول به فعالیت شد . با باز شدن کلاس های اکابر به دستور رضاشاه وی به این کلاس ها رفته و مدرک اکابر را کسب نمود. با ذوق و علاقه وافر وی به ادبیات مخصوصاً شعر و مطالعه کتب اشعار مختلف در خود قریحه شعری را حس نموده و شروع به سرودن شعر نمود که بیشتر در قالب غزل اشعار خود را می سرائید. وی بیش از هزار بیت شعر سرود که حاصل این فعالیت ها چاپ مجموعه اشعار وی در سال ۱۳۸۵ بود. وی در دهم اسفند ماه ۱۳۸۵ در ملایر به دلیل ابتلا به بیماری کلیوی دیده از جهان فرو بست .

نمونه اشعار
بیا بیا که دل خسته را قراری نیست  بیا که بی گل رویت مرا بهاری نیست
بیا به عاشق دلخسته لحظه ای بنگر  که بر جهان جفا پیشه اعتباری نیست
هر آن کسی که امیدش به مهربانی توست  دگر به مردم شهر ودیار کاری نیست
نگار من تو غرور از درون خویش بُکش  که کشتن منِ دل داده افتخاری نیست
اگر گناه بود دیدن پریرویان  خدا گواست که چون من گناهکاری نیست
خوشا کسی که در این روزگار شاد بزیست  ز رنج و محنت و غم بر دلش غباری نیست
چه حاصلی بود آن را ز عمر جاویدان  کسی که شمع وجودش به شام تاری نیست
بهار می گذرد مظهری غنیمت دان  کـه
بـر بهـار دگـربـاره اعتبـاری نیـست

ابو لؤلؤ فیروز: ابولؤلؤفیروز متولد وساكن نهاوند بود كه درجنگ نهاوند توسط اعراب از نهاوند به اسيري برده شده بود او غلام مغیره بن شعبه شده بود و وقتی اسیران خردسال ایرانی را می دید می گریست . این مرد نهاوندی هنگامی که عمر در مسجد به نمازجماعت مشغول بود با خنجر ،ضربتی مهلک به وی زد و عمر کشته شد . در این توطئه]پیروز نهاوندی ، هرمزان و چند ایرانی دیگر را دستگیر کردند و کشتند . مروارید دخترپیروز هم توسط عبیدالله پسر عمر کشته شد.

یکی از ایرانیان در دوره اولیه ورود اسلام به ایران بوده است و او کسی بود که عمر ابن الخطاب، خلیفه مسلمانان را با ضربه های کارد کشت. فیروز دختری داشت که به گمان نزدیک به یقین مروارید نام داشته است. از آنجا که به مروارید در زبان عربی لؤلؤ گفته میشود، عربها برای این مرد ایرانی نامی عربی بصورت ابولؤلؤ'یعنی «پدرمروارید» ساختند. در آن زمان میان عربها رسم بر این بوده که برای افراد ایرانی نامی عربی برگزینند و این کار را بیشتر بوسیله چسباندن پیشوند ابو (پدر)به ترجمه عربی نام یکی از فرزندان آن شخص انجام میدادند. در بسیاری از موارد که نام ایرانی فرزندان ایشان برای عربها دشوارفهم بود، عربها برای نامگذاری از لقب ابوسهل یعنی پدر آسان استفاده میکردند.
عبید الله بن عمر پس از قتل پدرش ، فیروز و سه تن دیگر که به گمان او در کشته شدن پدرش دست داشتهاند را به قتل رساند. این سه تن دیگر یکی مروارید ( دختر فیروز ) ، دیگری هرمزان سردار معروف ایرانی در جنگهای بااعراب و سومی مردی از مسیحیان حیره به نام جفینه بود که با هرمزان و فیروز دوستی و'الفت داشت. آرامگاهی منسوب به ابولؤلؤ در شهر کاشان قرار دارد. زمانی که تازیان کشور ما را اشغال کرده و دختران خردسال و بانوان ایرانی را بمانند بردگان و اسیران جنگی پست و فرومایه نموده و آنان را با کمال بیشرمی بر پایه پندار و آیین ننگینشان به همخوابگی با خود می بردند٬ خانواده ی هرمزان فرماندار خوزستان ـ نیز بدست تازیان برده شده بودند. در چنین روزی پیروز نهاوندی سردار دلاور هرمزان ( که تازیان نام عربی فیروز ابولولو را بر او نهادند) خود نیزبرده شده بود و به محل زندگی خلیفه عمر نزدیک شده. او از این همه بردگی و فرومایگی ایرانیان بدست دشمن بیابانی به ستوه آمده بود. در یک روز به هنگام بامدادان بازوان توانمندش با ضرباتی پولادین نفس از پادشاه خونخوار عرب در آورد و او را به درک رسانید. سپس خود به جرگه جان باختگان میهن پیوست. پیروز نهاوندی سردار دلاور ایرانی که در دوران پادشاهی یزدگرد سوم جایگاه بلندی در سپاه ایران و در منطقه خوزستان داشت پس از تجاوز آشکار اعراب مهاجم به ایران ، هنگامی که ابوعبید ثقفی از پل حیره گذشت تا به خوزستان بتازد در شمار سرداران « بهمن مردانشاه فرمانده سپاهیان ایران در آن زمان ، بود و توانست شکست سختی به ابوعبید بدهد. او پس از آن بارها در جنگ با متجاوزان عرب حضوری پیروزمندانه داشت تا سرانجام در جنگی که به سقوط تیسفون منجر شد به دست اعراب اسیر شد و به عنوان برده به یک نفر عرب به نام مغیره بن شعبه » حاکم بین النهرین ( به قولی حاکم بصره یا کوفه ) فروخته شد وتازیان او را با کنیه « ابولولو » می خواندند پیروز نهاوندی به سال ۲۳هجری و در ماه ذی الحجه ، در یک فرصت مناسب « عمر » خلیفه اعراب را که دستور تجاوز به خاک پاک ایران را صادر کرده بود ، به خونخواهی یزدگرد ، رستم فرخ زاد ، برادرش پیروزان ، زنان و دختران ایرانی که توسط اعراب متجاوز به بردگی گرفته شده بودند و به مهر زادبومش ایران ، با خنجری دو دم از پای در آورد و به سوی ایران گریخت و درشهر کاشان پناه گرفت و آن روز در نزد ایرانیان روزی نو و روزگاری نوامروز آرامگاه ( شاید نمادین ) پیروز نهاوندی با نام آرامگاه « بابا شجاع الدین » یا « فیروز ابولولو » در شهر کاشان قرار دارددر این مورد به نظر می رسدکه ایرانیان پس از تجاوز آشکار اعراب به خاک ایران پیوسته بر آن بودند که از کسی که فرمان حمله را صادر کرده است یعنی « عمر » انتقام بگیرند و برای آن که یاد کسی که این کار بزرگ را به سرانجام رسانده در خاطره ها بماند ، لباس میر نوروزی یا بابانوروز یا ننه نوروز را بر تن نمادی شاد از « پیروز » پوشاندند و همه ساله در آستانه نوروز یادی از این پیروزی بزرگ می کنندعمر در بامداد روز 27 ذوالحجه 23 هجری در محراب مسجد پیامبر مورد حمله یک ایرانی زرتشتی اسیر شده قرار گرفت . او فیروز نهاودنی نام داشت که ابولولو خطابش میکردند و هیچگاه مسلمان نشد و برده را به مسلمان شده ترجیح میداد . او برده مغیره ابن شعبه بود . وی چندین ضربه به عمر زد و 12 تن از همراهان وی را زخمی نمود که بعدها 6 تن آنان مردند و تن دیگر زنده ماندند و آن زمان که دستگیر شد خود را بکشت . چند روز بعد از جراحات عمر به هلاکت رسید . طبری مینویسد عمر اجازه نداده بود که هیچ ایرانی اسیر شده ای وارد مدینه شود . لیکن مغیره ابن شعبه به دلیل آنکه فیروز نهاوندی به نجاری وآهنگری و نقاشی آشنا بوده عمر اقامت او در مدینه را پذیرفته بود . بعدها شخص شد که هرمزان و چند نفر دیگر که امان یافته بودند در مدینه زندگی کنند در ترور عمر دست داشته اند . طبری می نویسدبعد از مرگ عمر- عثمان به خلافت رسید . در سال 24 هجری چندین عصیان در ایران بر ضد عربها صورت گرفت و مردم در تلاش برای مبارزه بودند . همدان و آذربایجان دوبار به دلیل تاخیر درپرداخت باج به عربان مورده حمله مسلمانان قرار گرفت .( در سالهای 24-26 ) بعد ازاین حملات آذربایجان قراردادی را متعهد شد تا در صورت آنکه مردم آزاد باشنددین خودشان را ادامه دهند و به آتشکده های آنان تعرض نشود سالیانه مبلغ 800 هزار درهم پرداخت کند . ( طبری ) ولی با کشته شدن عمر مردم آذربایجان شورش نمودند و از پرداخت خراج خودداری کردند . لیکن لشگری بزرگ راهی آذربایجان شد و شهر و روستاه ها ویران گشت و قرارداد سخت تر منعقد گشت. سرداران نامی یزدگرد سوم اخرین پادشاه ساسانی ،هرمزان بود . او در برابر اعراب مهاجم جانانه جنگید ولی ناچار تسلیم شد و اشتی بین او و اعراب روی داد . ولی وی همچنان کوشش می کرد تا سپاهی گرد اورد و با اعراب نبرد کند . شوشتر کانون این مقاومت بود . عمر دستور محاصره شوشتر را صادر کرد و هرمزان به اسارت گرفته شد و اورا به مدینه فرستادند . چون عمر توسط فیروز به قتل رسید به هرمزان مشکوک شدند و اورا کشتند.توطئه قتل عمر نخستین تصمیم نمایان سازمان زیر زمینی اسیران ایرانی مقیم در عربستان بر ضد عمر بود . ایرانیان کینه شکستی را که عمر را مسبب ان می دانستندبه دل داشتند و در مدینه از او باز ستاندند . ابولولو فیروز دو سال بعد از فتح نهاوند ،عمر را کشت . ابولولو فیروز غلام مغیره بن شعبه شده بود و وقتی اسیران خردسال ایرانی را می دید می گریست . این مرد نهاوندی هنگامی که عمر در مسجد به نمازجماعت مشغول بود با خنجر ،ضربتی مهلک به وی زد و عمر کشته شد. در این توطئه]پیروز نهاوندی ، هرمزان و چند ایرانی دیگر را دستگیر کردند و کشتند مروارید دخترپیروز هم توسط عبیدالله پسر عمر کشته شد.