صفحه اصلی / شخصیت ها و بزرگان نهاوندی / امور اجتماعی فرهنگی / تاریخ و جغرافیا / صنایع و اقتصاد / ورزش / اخبار / پیوندها / نیازمندیها / آلبوم تصاویر / تماس با ما / درباره ما

 

 

علمای نهاوندی
مشاهیر نهاوندی
گروه ابوذر

 

   

   علمای نهاوندی:

   

  از جمله شهرهائي كه نامش با نام وياد علما ، شهيدان و روحانيون عجين شده است نهاوند مي باشد، زيرا آثار بجاي مانده در اين شهر ، خبر از وجود بزرگمرداني مي دهد كه خدمات فرهنگي مذهبي فراواني به جامعه عرضه داشته اند. ياد و خاطره آن عزيزان و 850 شهيد والا مقام نهاوند را گرامي مي داريم.

ملا احمد قدوسی:مرحوم آیت الله قدوسی فرزند ملا حسین معروف به آقای آخوند در روز جمعه 16 ربیع الثانی 1282 قمری در نهاوند متولد گردید. او مقدمات علوم دینی را نزد پدر فرا گرفت، سپس برای تکمیل مراحل مختلف تحصیلی عازم نجف گردید و پس از احراز مقام اجتهاد به نهاوند مراجعت نمود و به حل و فصل امور دینی مردم مشغول گردید تا اینکه در 1314 به واسطه مخالفت با کشف حجاب و غائله ای که در اثر آن در شهر برپا شده بود، به اجبار گوشه عزلت انتخاب نمود و به کلی از معاشرت با مردم دوری گزید و باقی عمر را در انزوا به سربرد تا اینکه در شب چهارشنبه 24 جمادی الاول 1374 قمری در سن 92 سالگی  دعوت حق را اجابت کرد و جسدش به قم حمل شد و از طرف علمای حوزه به ویژه آیت الله بروجردی مورد تجلیل بسیار قرار گرفت.

 آيت الله حاج شيخ علي اكبر نهاوندي:مرحوم حاج علی اکبر نهاوندی فرزند شیخ حسین (محمد حسین ) در سال 1278 ه.ق. در شهرستان نهاوند دیده به جهان گشود . وی دروس مقدماتی را در نهاوند نزد عالم جلیل جناب شیخ جعفر بروجردی و ملامحمد سره بندی "قدس سرهما" آموخت. سپس دروس سطح را در  شهرستان بروجرد از عالمان بزرگی همچون آقا ابراهیم بن مولی حسن تویسرکانی و آقا حسین شیخ السلام و سید ابوطالب "رحمة الله علیهم" ودیگران فرا گرفت. سپس برای بهره گیری از استادان مجرب و مهذب به مشهد مشرف گردید ودر آن دیار از بزرگانی چون شیخ عبدالرحیم بروجردی وآقا میرزا سید علی حائری یزدی و حاج شیخ محمد تقی بجنوردی مشهدی بهره ها گرفت. در این میان جهت استفاده های علمی مدتی را نیز در اصفهان بسر برد . پس از آن در تهران مدتی در درس حاج میرزا محمد حسن آشتیانی  و میرزا عبدل رحیم نهاوندی ومیرزا محمد اندرمانی حضور یافت و فلسفه و علوم معقول را از بزرگانی چون عالم ربانی میرزا محمد رضا قمشه ای و میرزا ابولحسن معروف به جلوه و حکیم نامدار حیدر خان نهاوندی آموخت. سپس به عتبات مقدسه حجرت فرمود ایشان در شهر سامرا مدتی ملازم درس میرزا محمد حسن شیرازی گردید وسپس در سال 1308ه.ق. به نجف اشرف منتقل گشت.سپس در اواخر ماه ذی القعده سال 1317 ه.ق. به سبب بیماری از نجف اشرف به ایران بازگشت و به حکم استخاره ای که نمود ،مدت دوماه ونیم (یا یک ماه و نیم ) برای مداوای بیماری خود در شهر تبریز اقامت نمود .سپس برای بجا آوردن صلحه ارحام و دیدار با اقوام و همچنین تبلیغ دین به نهاوند بازگشت و تا سال 1322 ه.ق. در این شهر اقامت نمود . سپس در سال 1323ه.ق. به تهران عزیمت کرده و پس از 6سال درسال 1328ه.ق.به مشهد مشرف گردید. در این شهر نزد توده مردم از موقعیت خاصی بر خوردار شد و امامت جماعت مسجد گوهر شاد به عهده ایشان نهاده شد وتا پایان عمر شریف خود به ارشاد و تبلیغ و تأایف مشغول بود وآثار قلمی فراوانی از خود به جا نهاد عاقبت در صبح روز سه شنبه 19ربیع الثانی سال 1369ه.ق. در سن 91 سالگی چشم از جهان فرو بست. پیکر پاک وی در دارالسعادة در جوار مرقد امام رضا(ع) در نزدیکی قبر شیخ مرتضی آشتیانی در طرف پایین پای مبارک حضرت (ع) در صحن جدید متصل به درب حرم مطهر به خاک سپرده شد.   

      شيخ ابوالعباس نهاوندي:(عارف بزرگ قرن چهارم هجري):احمدبن محمدبن فضل ،معروف به شيخ "ابوالعباس نهاوندي" از برجسته ترين عرفاي جهان اسلام و از بزرگترين مشايخ صوفيه در نيمه دوم قرن چهارم هجري است. او در شهر نهاوند به دنيا آمده و مدتها در اين شهر سكونت داشته است. وي نخستين گامهاي اساسي را در تعليم و تربيت و سيرو سلوك عرفاني در نهاوند سپري نموده است. شيخ براي تكميل مراحل معنوي به بغداد هجرت كرد. اين شيوه همه بزرگان آن عصر بود كه به مراكز علم و معنويت روي مي آوردند. دو نسل قبل از او جنيد نهاوندي نيز همين مسير را طي كرده بود. عطار نيشابوري او را محتشم روزگار ، كعبه مروت و قبله فتوت خوانده است.
اقامتگاه او به منزله عبادتگاهي معنوي و مدرسه اي علمي و ...... تعالي بخش جانهاي خسته بود و گروه گروه از شهرهاي مختلف بلاد اسلامي براي ديدن او مي آمدند. تاريخ تولد و فات او دقيقاً روشن نيست،چنين به نظر ميرسد كه در دهه هاي اول قرن چهارم در نهاوند متولد شده و در نيمه اول قرن پنجم هجري از دنيا رفته است. در كتاب نامه دانشوران ناصري ، درباره وفات او چنين آمده است : آن عارف كامل را سال وفات بدست نيامده همين قدر معلوم شد كه مقارن بوده است با اواخر چهارصد هجريه ، شيخ ابوعبدا.. (باباكوهي) با شيخ ابوالعباس نهاوندي مدتي مصاحب بوده بعد از آن به شيراز مراجعت كرد و شيخ ابوعبدا... در سال 442 هجري وفات يافته است.
مرحوم علي اكبر دهخدا، در لغت نامه آورده است : ابوالعباس نهاوندي احمدبن محمد بن فضل ، يكي از اكابر مشايخ صوفيه در نيمه آخر سده چهارم ، معاصر با الطائع لله عباسي و عضد الدوله و فخرالدوله ديلمي است . مولد او نهاوند و منشاء او بغداد است. وي مريد شيخ جعفر خلدي و پيراخي فرج زنجاني و شيخ عمو است. شيخ از نظر شغلي نيز مدتي كلاه دوزي ميكرده و از دسترنج خود به مستمندان انفاق مي نموده است . برخي از جملات و عبارتهاي معنوي شيخ ، نشانه ا ي از مراتب بالاي او در سير و سلوك عرفاني است و با اين كلمات عارفانه ، گوشه ا ي از دريافتهاي مشهودي اشراقي نشان ميدهد . قال ابوالعباس النهاوندي ، نهايه الفقر بدايه التصوف ، پايان فقرآغاز تصوف است. مقصود از فقر در عرفان و تصوف ،معناي لغو و ظاهري آن نيست. بلكه در عرفان و تصوف اصطلاحات و عباراتي ويژه ديده ميشود كه داراي رمز و اشارت و معاني باطني و اشراقي هستند. از جمله اين اصطلاحات "فقر" است. عرفا از فقر معني ديگري را منظور دارند. فناي نفس سلب انانيت و سقوط از هستي موهوم را عرفا "فقر" ميدانند. فقير از نظر عارف كسي است كه به كمال مطلوب نائل گشته و از .... در وجود او اثر نباشد و به مقام شامخ سلم نفس رسيده باشد. فقر در حقيقت كنايه از مرحله تخليه و ... نيز هست. به نظر شيخ در ابتداي سير و سلوك عارفانه ، هر سالگي بايد خود را از صفات رذيله ، دلبستگيهاي ناصواب رها كند و اين گونه پيرايه ها را از خود بزدايد. تا به مرحله خلوص و پاكي برسد . فقير يعني سالگي كه در مقابل عظمت حق تعالي خود را گدا و بي چيز مييابد و آمادگي دارد تا هر سخني و رنجي را در راه حق تحمل كنند. در عرفان نظري "فقر" به اين معناست كه سالك ، خود و همه موجودات هستي را عين تعلق و وابستگي به حق بداند همچنين خداوند را وجود مستقل و ديگر موجودات را سايه ا ي از آن وجود حقيقي تلقي كند. شيخ ميگويد با خداي تعالي بسيار نشيند و با خلق اندك ، شيخ در تعاليم خود سالك را انذار ميدهد كه خود را به دنيا و خلق دنيا مشغول نسازد. سالك بايد رازدار باشد، حالات و مراتب معنوي خود را بازگو نكند بلكه ، حق ارتباطي مخفي پيدا كند تا راه براي وصول به مراحل بالاتر هموار شود. نقل است كه وي در اوايل حال ،از وجه كلاه دوزي معيشت نموده هر روز كلاهي دوختي و دو درهم فروختي يكي را انفاق نموده و يكي را به نان دادن و با يكي از فقرا صرف نمودي و بر همين حال روزگار خود را مي گذرانيد . شيخ را مريدي بود . روزي بدو گفت ه ديناري زكات بر زمه من بود حاضر كرده ، بگوئيد كه را دهم ؟ گفت : به هر فقيري كه امروز برخوردي بده. مريد در عرض راه نابينايي را ديده و دينار زر به او داد. روز ديگر از همان مكان عبور كرد. نابينا را ديد نشسته و براي رفيق خود حكايت ميكند كه ديروز كسي دينار زر به من داد . به خرابات رفتم و با فلان مطرب شراب خوردم . مريد شيخ چون اين بشنيد حالش متغير شد به نزد شيخ رفته قبل از آنكه حرفي بزند، شيخ به او گفت ، بگير يك درهم را و به هر كه نخست نزد تو آمد بده به او . دينار زر را گرفت و رفت به جاي خلوتي رسيد، شخص علوي مرغي مرده از جيب درآورد به دور انداخت. پيش رفته و بدان مرد علوي گفت : راست گوي كه اين چه حالت است؟ گفت گرسنگي من و عيال به حدي رسيده بود كه در ما هيچ طاقت باقي نمانده بود و بر من ...... بسيار سخت بود. گذارم به خرابه افتاد. اين مرغ مرده را در خرابه يافتم و به حكم ضرورت برداشتم. چون اين درهم به من دادي آن مرغ بيفكندم كه شايد درمانده تر از من او را بردارد. آن مريد در عجب بماند و به نزد شيخ آمد، اين حكايت، مريد را نصيحت ميكند كه از طريق نيكو و حلال بايد سود حاصل كرد، و اجتناب از حرام.

مرحوم حاج ملا علی فرزند ملا فتح الله معروف به نهاوندی: یکی از مشاهير علمای اصولی مکتب ما در اوايل قرن چهاردهم هجری است. نهاوندی مجتهدی اصولی، فقيهی جامع و در عصر خويش استادی کم نظير بود. نهاوندی پس از طی مقدمات علوم در اوايل زندگی زادگاه خويش را به قصد نجف ترک نمود و پس از پيمودن مدراج علمی در جمله افاضل شاگردان شيخ المتأخرين (مرحوم انصاری بزرگ) قرار گرفت.نوشته اند: نهاوندی در فضائل علمی و مراتب فضل  کمال، بحری مواج و دريائی بی انتها بود. در اصول فقه ید طولائی داشت و خود صاحب نظر بود. نهاوندی مباحث مختلف و قسمتهائی از اصول را که باعث صرف وقت زياد دانشجويان مــی شد به بحثی مختصر و مفيد کشانيد و از اين رهگذر تأليفاتی به نام تشريح اصول (صغير و کبير) و مقدمه واجب را به رشته تحرير برد. معظم له سالها از مدرسين بزرگ نجف بود که از محضر او اعلامی بهره مند گرديدند و سرانجام در ماه ربيع الثانی سال 1322 در نجف اشرف وفات نمود.

    آيت الله حاج شيخ محمد نهاوندي:آيـت اللّه شـيـخ محمد نهاوندى از سلاله ى عالمان راستين و عاملان به شريعت مبين در 15 رجب سال 1291 ه ق در نجف اشرف قدم به عرصه ى حيات نهاد.
كـودكـى و نـوجـوانيش در سايه ى تربيت پدرى دانشور و اديب و متقى گذشت پدرى كه مرحوم محدث قمى از او در كتاب فوايد چنين ياد كرده است :((شيخ عبدالرحيم نهاوندى در علم اصول و فقه , شهره آفاق و در زهد و تقوى محل اتفاق و در شعر وادب يگانه و طاق بود )). آيـة اللّه حـاج شـيـخ محمد نهاوندى فقه و اصول و حكمت را نزد علماى تهران وبرادر خود آية اللّه مرحوم شيخ حسن نهاوندى به پايان رسانيد و به ادامه ى تحصيل همت گماشت .
ايشان در سال 1317 به اتفاق برادر خود, تهران را ترك و به مشهد مقدس هجرت نمود و در آن ديار در حـوزه درسى برادر خويش و مرحوم شيخ حسنعلى تهرانى , حاج شيخ اسماعيل ترشيزى و آقاى مـيـرسـيد على حائرى يزدى كه از علماى بزرگ آن زمان بودند حاضر شد و در همان تاريخ آقايان اجتهاد ايشان را تصديق نمودند.
ايـشـان در سـال 1244 ش قـصد تكميل تحصيلات , روى به عتبات عاليات نمود و ازارض اقدس رضوى (ع ) تا بيت مقدس علوى (ع ) سير كرد.
ابتدا مدتى در كربلا, جوار مرقد حضرت سيد الشهدا (ع ) اقامت نمود و محضردرسى مرحوم آية اللّه آقـا سـيـد اسـماعيل صدر اصفهانى را درك كرد, سپس به نجف اشرف عزيمت نمود و از فيوضات كامله فقه و اصول اساتيد بزرگوارى چون عالمان ربانى :آية اللّه آخوند خراسانى , آية اللّه سيد محمد كاظم يزدى , حاج ميرزا حسين خليلى و شيخ ‌عبداللّه مازندرانى , بهره ها برده و توشه ها اندوخت تا به آنجا كه از اكابر تلامذه مرحوم آخوند خراسانى محسوب گرديد.
ايشان اخلاق را نزد ملالطفعلى و مدتى نيز در سامرا از محضر درس مرحوم آية اللّه ميرزا محمد تقى شيرازى استفاده نمود.
پس از طى مراحل عالى و كمالات اجتهادى در علوم عقلى و نقلى در اواخر سال1330 ه ق به علت دريافت خبر كسالت و سكته ى قلبى برادر بزرگوارش به مشهد مقدس بازگشت و مجاورت مرقد مـطـهـر عـلـى بـن موسى الرضا عليه آلاف التحية و الثنا را بر گزيدو در ارض طوس آستانبوس درگاه ثامن الحجج (ع ) گرديد.
مـعـظـم لـه ايـامـى را به تدريس در مدرسه ى علميه ى ميرزا جعفر و تاليف كتب و حل مسائل و مشكلات مردم اختصاص داده و مدتى را (در زمان اختناق ) تحت مراقبت وتبعيد بسر برد.
پس از چندى عازم تهران شده , در آنجا به فراغت تمام , همت به نگارش تفسيرقرآن كريم گمارد و نام تفسير خود را ((نفحات الرحمان فى تفسير القرآن )) گذاشت كه مورد توجه دانشوران ايمانى و عـلـمـاى ربـانى از جمله مرحوم آية اللّه حاج سيد ابوالقاسم كاشانى كه از مرافقين ايشان بود, قرار گرفت .
فقيه كامل و حكيم و اصل كه در تمام عمر به محبت و ولايت آل رسول (ص )متمسك بود در رثاى ائمـه ى نور به سرودن مصيبت نامه اى پرداخت كه از لابه لاى ابيات آن عشق پاك و علاقه ى تابناك به ساحت مقدس ائمه ى معصومين هويداست .
ايـشـان در شـعـر ((تـجـلـى )) تـخـلـص مى نمود و سوگ سروده هاى خويش را در دفترى به نام ((زبـدة الـمـصائب )) فراهم ساخت اشعار فارسى و عربى ايشان داراى نظمى روان وساده همراه با مـضـامـين پرمحتوى و سجع و قافيه موزون است اكثر شعرا و مداحان اهل بيت (ع ) و اهل منبر از اشعار ايشان استفاده نموده وشايد اطلاعى از شاعر دل سوخته نداشته باشند فى المثل مرثيه اى كه بعد از رحلت صديقه ى طاهره (س ) معمولا خوانده مى شود از اين عارف است كه فرمود:. على چون جسم زهرا را كفن كرد ـــــ شقايق را نهان در ياسمن كرد.
بارى وى كه همه ى قبيله اش عالمان دين بودند, پس از پنجاه سال تلاش در نشرفرهنگ و معارف اهـل بيت عصمت و طهارت در سن 79 سالگى در 25 ربيع الثانى سال1370 (ه ق ) ديده از جهان فـرو
بست.

        آیت الله حاج شيخ محمد ولي حيدري نهاوندي:وي در سال 1340 هجري قمري به نجف اشرف عزيمت كرد و به تحصيل و استفاده از درس و بحث مراجع بزرگ تقليد در نجف پرداخت.و پس از عمري تلاش و كوشش در راه احياي دين و ترويج احكام در سال 1394 هجري قمري درگذشت.

    آيت الله حاج شيخ عزيزالله عليمراديان نهاوندي:آيت‏ الله عزيزالله علیمراديان در هشتم شوال 1325 ق در شهرنهاوند” متولد شد. در 1343 ق به قم رفت و به تكميل تحصيلات علوم دينى در محضر آيات عظام “حاج شيخ حسن فاضل”، “شيخ محمد على اراكى”، “سيد محمدرضا گلپايگانى”پرداخت. او مدت چهار سال از درس خارج فقه مرحوم آيت‏الله شيخ عبدالكريم حايرى “مؤسس حوزه علميه قم” و همچنين از درس‏هاى خارج حضرات “آيات حاج سيد محمد تقى خوانسارى” و “حجت” وصدر” استفاده كرد. “آيت‏الله علیمراديان” در 1342 ش به “نهاوند” بازگشت و متصدى امور شرعى آن شهرستان شد او پدر مهندس حسین علیمرادیان خیر سرشناس نهاوندی می باشد.

       آيت الله شهيد علي قدوسي نهاوندي:ايشان در سال 1306 هجري شمسي در نهاوند تولد يافت . وي در سال 1360 در اثر انفجار بمبي كه در دادستاني انقلاب توسط منافقين كار گذاشته شده بود به درجه رفيع شهادت نائل گرديد. وي به حكم حضرت امام ( ره) اولين دادستان كل انقلاب ايران منصوب شد.